تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
داشته باشند . اشكال دوّم : امام خمينى « دام ظلّه » مىفرمايد : مبناى تصوير جامع ، قاعدهء فلسفى « الواحد لا يصدر إلّا من الواحد » بود درحالىكه در جاى خود ثابت است كه : اوّلًا : اين قاعده ، اختصاصى است و واحد در آن خداوند متعال است كه واحد به تمام معنا و بسيطِ از جميع جهات است . « 1 » ثانياً : برفرض كه دايرهء قاعده را توسعه دهيم و بگوييم : اين قاعده به خداوند متعال اختصاص ندارد ، محدودهء توسعه اين قاعده ، تكوينيات و واقعيات است يعنى آنچه تكويناً و حقيقتاً وحدت دارد مورد بحث قرار مىگيرد . ولى در اينجا كه در ارتباط با نماز و امثال آن بحث مىكنيم ، يك واحد اعتبارى را مورد بحث قرار داده‌ايم نه واحد حقيقى را . شارع مقدس ، مقولات مختلفى - كه بين آنها تباين ذاتى وجود دارد - را به صورت شىء واحد ملاحظه كرده است . مقولات موجود در نماز ، متباينند و لازمهء تباين اين است كه نتوان بين آنها وحدتى تحقق داد مگر در مقام اعتبار ، شارع مقدس - در مقام اعتبار و به عنوان امرى اعتبارى - اين مقولات مختلف را به صورت شىء واحدى ملاحظه كرده و عنوان محلِّل و محرِّم به آن داده و بعضى از امور را به عنوان قواطع آن مطرح كرده و براى آن ، آثارى - چون نهى از فحشاء و منكر - فرض كرده است . آيا در چنين مسأله‌اى - مانند صلاة - كه هيچ‌گونه وحدتى - حتى در يك فردش -
هامش
( 1 ) - در ارتباط با اين قاعده بحث‌هايى مطرح است ، يكى اينكه آيا در اينجا دو قاعده وجود دارد يكى « الواحد لا يصدر إلّا من الواحد » - كه در ارتباط با صادر است - و ديگرى « الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد » - كه در ارتباط با ما يصدر منه است - يا اينكه يك قاعده در كار است و درصورتىكه يك قاعده باشد آيا كدام تعبير اصالت دارد ؟ و اگر دو قاعده وجود داشت آيا هريك از دو قاعده ، داراى ملاك جداگانه‌اى هستند يا اين كه هر دو يك ملاك دارند . بديهى است كه اگر ما گفتيم اصالت با « الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد » است ديگر به ما ربطى ندارد زيرا ما در طرف ديگر ، قاعده را پياده مىكنيم .