مطرح است ، واحد به لحاظ مؤثرهاست ، يعنى مؤثرها متعدد و اثر واحد است پس كشف مىشود كه مؤثر نيز واحد است و اثر واحد در مقابل آثار متعدد نيست كه اشكال تعدد آثار مطرح شود . اشكال چهارم : به مرحوم آخوند گفته مىشود : آثارى كه شما به عنوان نهى از فحشاء و منكر و معراجيت و قربانيت و امثال آن ذكر كرديد آيا موضوع اين آثار چيست ؟
ماهيت « 1 » و مفهوم صلاة يا وجود ذهنى آن يا وجود خارجى آن ؟ و قسم چهارمى وجود ندارد . اگر كسى احتمال دهد كه اين آثار ، مربوط به ماهيت صلاة است ، مثل بعضى از لوازمى كه ملزوم آن عبارت از ماهيت است و از آنها به « لوازم الماهية » تعبير مىكنند ، مانند زوجيت نسبت به اربعه كه در لازم بودن زوجيت ، نسبت به ملزومِ أربعه ، نه وجود ذهنى دخالت دارد و نه وجود خارجى ، بلكه زوجيت مربوط به ماهيت اربعه است . آيا آثارى كه براى نماز ذكر كرديد مانند زوجيت نسبت به اربعه است ؟ پيداست كه مسئله به اين صورت نيست زيرا مفهوم و ماهيت صلاة ، ناهى از فحشاء و منكر نيست و عنوان معراجيت براى هيچ مؤمنى ندارد . همچنين نمىتوان گفت : آثار ، مربوط به وجود ذهنى صلاة است . شما اگر هزاران بار مفهوم صلاة را تصور كنيد و به ماهيت آن وجود ذهنى بپوشانيد هيچگونه نهى از فحشاء و منكر برآن مترتب نمىشود . و اين وجود ذهنى ، موجب حصول بركات و آثار نمىشود . بنابراين ، چارهاى نيست جز اين كه گفته شود : اين آثار ، مربوط به وجود خارجى صلاة است . نماز ، وقتى وجود خارجى پيدا كرد آثارى چون نهى از فحشاء و منكر و معراجيت و . . . برآن مترتب مىشود . در نتيجه ، همهء وجودات خارجى نمازهاى صحيح ، در اين آثار مشتركند . همانطورىكه نماز چهار ركعتى اين آثار را دارد ، نماز مسافر ،
هامش
( 1 ) - مراد از ماهيت در اينجا ، مفهوم كلى است نه ماهيتى كه در آن جنس و فصل باشد .