مىپرسد : مىخواهى نماز بخوانى ؟ مىگويد : بلى ، مىپرسد : ايستاده يا نشسته ؟ ما وقتى به متشرعه مراجعه مىكنيم مىبينيم در اطلاق لفظ صلاة ، تقدّم و تأخّر و مقايسه وجود ندارد ، مانند اطلاق اسد بر رجل شجاع نيست كه تا مقايسه نباشد نتوان اطلاق كرد .
البته ما نمىخواهيم بگوييم : به نماز فاسد هم حقيقتاً صلاة گفته مىشود يا نه . آن مسئله ، مبنى بر اين است كه در بحث صحيح و اعم چه نتيجهاى بدست آوريم . ولى در مورد نماز صحيح - در هر مرحله و مرتبهاى باشد - متشرعه ، لفظ صلاة را اطلاق مىكنند . بدون اينكه عنايت و مقايسهاى در كار باشد ممكن است كسى بگويد : قبول داريم كه نزد متشرعه چنين است ولى از نظر خود شارع ، اينگونه نيست . خود شارع وقتى خواسته كلمهء صلاة را بر صلاة با تيمم اطلاق كند ، با عنايت و مسامحه اطلاق كرده است . مىگوييم : اوّلًا : دليل شما بر اين مطلب چيست ؟ ثانياً : جدايى انداختن بين شارع و متشرعه - به اين صورت كه شما مىگوييد - قابل قبول نيست . ظاهر اين است كه اطلاق متشرعه به اين نحو ، از اولياء دين و از شارع گرفته شده است و چيزى نيست كه خودِ متشرعه آن را اختراع كرده باشند . اشكال دوّم : محقّق نائينى رحمه الله فرمود : ما همهء جهات مسئله را درست كرديم و ثابت كرديم كه قدر جامعى نياز نيست فقط در يك جا براى ما مشكل پيش آمد و آن مسألهء نماز حاضر و مسافر است . نماز حاضر ، چهار ركعت است بدون كم و زياد ، نماز مسافر هم دو ركعت است بدون كم و زياد . بههمينجهت ناچاريم بگوييم اين دو - چون در يك مرتبه قرار دارند - قدر جامع وجود دارد . ما به محقّق نائينى رحمه الله مىگوييم : شما بعضى از جهات ديگر را توجه نكردهايد .
حاضر ، چند جور نماز دارد ، نماز مغرب - كه سه ركعتى است - و نماز صبح - كه دو ركعتى است - و نماز آيات - كه در هر ركعت ، پنج ركوع دارد و اين ركوعها در صلاة دخالت دارد - اينها بهعنوان نماز صحيح ، مطرح است . نمازى كه بر ميت خوانده
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٦٤