مقدّمهء پنجم لزوم و عدم لزوم تصوير جامع
اين بحث ، هم جنبهء مقدميّت دارد و هم راهى است براى اينكه در مسئله ( صحيح و اعم ) يكى از دو قول را اختيار كنيم . مرحوم آخوند مىفرمايد : « لا بدّ على كلا القولين من تصوير جامع في البين . . . » يعنى خواه كسى صحيحى باشد و خواه اعمى ، بايد يك معناى كلّى و يك قدر جامعى را در اينجا تصوير كند . ولى اگر صحيحى باشد بايد قدر جامع بين افراد صحيحه را درنظر بگيرد و اگر اعمى باشد بايد قدر جامع بين افراد صحيح و فاسد را - كه يك معناى وسيعترى است - درنظر بگيرد . « 1 » در مقابل مرحوم آخوند ، مرحوم نائينى فرموده است . ما اين لابدّيّت را قبول نداريم و مسألهء تصوير جامع ، هيچ ضرورتى ندارد نه بنا بر قول صحيحى و نه بنا بر قول اعمّى . « 2 » بنابراين ،
در رابطه با تصوير جامع ، دو نظريه وجود دارد
كه بايد هر دو را بررسى كنيم :
1 - نظريهء مرحوم آخوند
مرحوم آخوند معتقد است : تصوير قدر جامع ، لازم است . ايشان در اينجا به دليل اين مطلب اشاره نكرده بلكه در مقدّمهء آينده ، دليل را ذكر كرده است و حق اين بود كه آن مقدّمه را قبل از اين ذكر كند . ولى ما در اينجا بيان ايشان را با اضافاتى تقريب مىكنيم و مىگوييم :
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 36
( 2 ) - أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 36