حلول مطرح است . يعنى اينان در حقيقت در مقابل اشاعره قرار گرفتهاند . اشاعره روى قيام حلولى تكيه دارند و اينان هم قيام حلولى را نفى مىكنند و به نظرشان نفى قيام ، كلىّ است و دليلشان اين است كه در مورد ضَرْب و حلول ضَرْب ما ملاحظه مىكنيم كه در مولَم ، اثر درد و حلول درد تحقّق دارد ولى در مولِم هيچ قيام حلولى نيست . در « مضروب » قيام حلولى تحقّق دارد ولى در « ضارب » تحقّق ندارد . بههمينجهت گفتهاند : قيام مبدأ به ذات معتبر نيست ، زيرا مقصود از قيام ، قيام حلولى است و قيام حلولى در مورد ضارب و مولِم تحقّق ندارد .
نظريّهء سوّم : نظريّهء صاحب فصول رحمه الله
صاحب فصول رحمه الله دايرهء قيام را توسعه داده و گفته است : لازم نيست قيام به نحو حلول باشد بلكه ممكن است به نحو حلول يا به نحو صدور يا غير اينها باشد . سپس صاحب فصول رحمه الله دچار اشكال شده و فرموده است : اگر ما در باب مشتق ، قيام صدورى يا حلولى و امثال اينها را معتبر بدانيم اشكال ديگرى - علاوه بر اشكالى كه در جهت اوّل ذكر شد - در مورد « اللَّه تعالى عالم » به وجود مىآيد زيرا ما نمىتوانيم بگوييم : « علم ، قيام صدورى دارد به خداوند » همان گونه كه نمىتوانيم بگوييم : « علم ، قيام حلولى دارد به خداوند » بلكه اينجا اصلًا قيامى در كار نيست . اينجا ، عينيّت مطرح است . لذا ايشان مجدداً حرف قبلى خود را تكرار كرده مىفرمايد : ما مىگوييم :
« اللَّه تعالى عالمٌ » يا مجاز است و يا نقلى در آن تحقّق پيدا كرده است . « 1 »
پاسخ مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله
مرحوم آخوند در جواب صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد : در مورد « عالم » در « اللَّه تعالى عالم » سه احتمال مطرح است : يكى اين كه واقعاً همين معناى عالِم يعنى « من
هامش
( 1 ) - الفصول الغروية في الاصول الفقهيّة ، ص 62