تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

نظريّهء چهارم : نظريّهء مرحوم آخوند

مرحوم آخوند مىفرمايد : قيام ، به آن معنايى كه شما از اين كلمه برداشت مىكنيد ، در مشتق لازم نيست . آنچه در مشتق لازم است تلبّس ذات به مبدأ است . اگرچه ايشان در چند سطر بعد ، كلمهء قيام را مىآورد ولى نمىخواهد روى آن تكيه كند . امّا آيا تلبّس ، به چه صورتى بايد باشد ؟ مىفرمايد : تلبّس ، معناى عامى است كه قيام حلولى ، قيام صدورى ، ارتباط وقوعى - كه مربوط به اسم مكان است - اسم آلت و عناوينى كه مابازاء خارجى ندارند و مجرّد اعتبارند - مثل عنوان مالك - را شامل مىشود . شما به همان ترتيبى كه ضارب را استعمال مىكنيد مالك را هم استعمال مىكنيد . آيا ملكيت ، يك واقعيتى است كه قيام حلولى به مالك دارد ؟ خير ، اين گونه نيست . شما وقتى مىگوييد : « الجسم أبيض » ، بياض يك واقعيت است و اين واقعيت هم قيام به جسم دارد ، قيامش هم حلولى است . ولى در « زيد مالك » نمىتوانيد مسئله را اين‌گونه تصوير كنيد . لذا ايشان مىگويد : ما يك دايرهء وسيعى براى اين معنا ترسيم مىكنيم و اسم آن را اتصاف و تلبّس مىگذاريم خواه كلمهء قيام صدق كند يا نه ؟ و قيام آن به هر نوع باشد ، تلبّس هر نوع باشد ، و اين تلبّس ، در اسم فاعل ، در اسم مفعول ، در اسم مكان ، در اسم آلت و در امور اعتباريه و انتزاعيه تحقّق دارد . مرحوم آخوند مىگويد : اين تلبّس ، انحاء مختلفى دارد . اختلاف آن گاهى در ارتباط با هيئات و گاهى در ارتباط با مواد است . هيئت فاعل ، داراى نوعى تلبّس و هيئت مفعول داراى نوعى ديگر و هيئت اسم مكان داراى نوع سوّم و هيئت اسم آلت داراى نوع چهارم از تلبّس است . گاهى هم اختلاف ، در ارتباط با مواد است ، زيرا گاهى مواد به صورت حلولى مطرحند مثل جسم نسبت به بياض ، گاهى به صورت صدورى مطرحند ، مثل ضرب نسبت به ضارب و گاهى تحقّق خارجى دارد ، يعنى مابازاء خارجى دارد و گاهى هم امرى انتزاعى و اعتبارى است ، مثل ملكيت و زوجيت .