تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
داراى دو جهت است : جهت اوّل : با توجه به آنچه قبلًا گفتيم كه « مشتق داراى معنايى است كه ذاتاً قابل حمل است ولى مبدأ داراى معنايى است كه ذاتاً قابل حمل نيست » ، مىگوييم : ترديدى نيست كه بايد بين مبدأ و ذات ، نوعى مغايرت تحقّق داشته باشد كه اين مغايرت سبب شود كه اگر ذات ، تلبّس به مبدأ پيدا كرد ، عنوان مشتق ، تحقّق پيدا كند . جهت دوّم : علاوه بر وجود تغاير بين ذات و مبدأ ، بايد ارتباطى هم بين آنها وجود داشته باشد ، ضَرْب با زيد ، تغاير دارد ، با عَمرو هم تغاير دارد ، امّا بين زيد و ضَرْب ، يك نوع ارتباط - مثلًا صدورى - تحقّق دارد ولى بين ضَرْب و عَمرو ، هيچ نوع ارتباطى در كار نيست . هر دو جهت فوق مورد مناقشه قرار گرفته است و چون بعضى از بحث‌ها بين هر دو جهت مشترك است لذا بايد هر دو جهت را باهم مورد بحث قرار دهيم :

جهت اوّل ( كيفيت تغاير بين ذات و مبدأ )

در ارتباط با كيفيت تغاير بين ذات و مبدأ ، دو نظريّه مطرح است :

1 - نظريّه مرحوم آخوند

مرحوم آخوند معتقد است : مغايرتى كه بين مبدأ و ذات لازم است ، مغايرت در عالم مفهوم است يعنى همان مغايرت مفهومى كفايت مىكند . نتيجهء اين كلام مرحوم آخوند اين است كه اطلاق مشتقات بر خداوند به نحو اطلاق آنها بر مخلوقين است . يعنى همان‌طوركه مىگوييم : « زيدٌ عالمٌ » ، در مورد خداوند هم مىگوييم : « اللَّه تعالى عالمٌ » ، هر دو مشتق است و اطلاق در هر دو به يك صورت است و اين‌طور نيست كه در « اللَّه تعالى عالمٌ » تغييرى در ماده و هيئت « عالم » داده شود يا مثلًا در « زيد عالمٌ » تغييرى در كار باشد . با اين كه در جاى خودش ثابت است كه صفات جماليه ( / ثبوتيه ) خداوند ، با ذات
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 541 | الشيخ فاضل اللنكراني