نيست ، زيرا نه در واقعيت آن تغاير وجود دارد و نه در قضيّهء لفظيه و نه قضيّهء معقوله تغاير تحقّق دارد . مخاطب ، از زيد اوّل همان چيزى را مىفهمد كه از زيد دوّم فهميده است ، يعنى با شنيدن زيد دوّم ، اين هويّت براى مرتبهء دوّم در ذهن مخاطب ترسيم شده و تغايرى تحقّق ندارد . « 1 » بررسى كلام امام خمينى رحمه الله قبل از بررسى كلام امام خمينى رحمه الله تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه ايشان در چند سطر بعد فرموده است : كسى خيال نكند كه « حمل شىء بر نفس خودش ، صحيح نيست » زيرا حمل شىء بر نفس خودش داراى فايده است . فايدهء آن اين است كه جلوى يك توهّم را مىگيرد ، زيرا احتمال دارد كسى توهّم كند كه « شىء ، ممكن است غير خودش باشد » در اينجا « حمل شىء بر نفس خودش » مىآيد جلو اين توهّم را مىگيرد . ايشان مىفرمايد :
صحت « حمل شىء بر نفس خودش » امرى ضرورى است . پس از بيان مقدّمهء فوق به حضرت امام خمينى رحمه الله مىگوييم : بدون شك قضيّهء « الإنسان إنسان » صحيح است ، درحالىكه هيچ نوع تغايرى در آن وجود ندارد . پس چگونه شما در قضيّهء حمليه تغاير را لازم مىدانيد ؟ ممكن است به ذهن بيايد كه در قضيّهء « الإنسان إنسان » نوعى تغاير لفظى وجود دارد ، زيرا موضوع قضيّه داراى « ال » تعريف جنس است درحالىكه محمول آن نكره مىباشد . ما اين حرف را ردّ نمىكنيم ، زيرا احتمال مىدهيم كه آن تغاير لفظى كه در كلام حضرت امام رحمه الله وجود دارد شامل اين نوع تغاير هم بشود و همين مقدار كه موضوع
هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 229 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 127