قضيّهء حمليه مطرح نباشد . امّا اگر گفتيم : « زيدٌ زيدٌ » در مقام اخبار است ، ديگر از جهت صحت حمل ، فرقى ميان « زيدٌ زيدٌ » و « الإنسان إنسان » وجود نخواهد داشت . هرچند در مورد « الإنسان إنسان » نوعى تغاير لفظى درست كنيد ولى از نظر نفس قضيّهء حمليه ، فرقى ميان اين دو نيست . اگر « حمل شىء بر نفس خودش » صحيح است ، در هر دو وجود دارد . چگونه مىشود شما « حمل الشّيء على نفسه » را در مورد « الإنسان إنسان » بپذيريد ولى در مورد « زيدٌ زيدٌ » نپذيريد ؟ بنابراين قضيّهء « زيدٌ زيدٌ » با وجود اين كه قضيّهء حمليه است ولى هيچ نوع مغايرتى در آن وجود ندارد . نه در قضيّهء لفظيه و نه در قضيّهء معقوله . در واقعيت آنهم كه اصلًا نبايد مغايرتى تحقّق داشته باشد . نتيجهء بحث در مورد ملاك حمل در قضاياى حمليه از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه در قضاياى حمليه چيزى به غير از اتّحاد و هوهويت لازم نداريم . نه اعتبار تغاير ، آنگونه كه مشهور مىگويند و نه تغاير لفظى يا معقولى ، آنگونه كه از كلام امام خمينى رحمه الله استفاده مىشد . مگر اين كه كسى « حمل الشيء على نفسه » را انكار كند ، درحالىكه امام خمينى رحمه الله آن را انكار نكرد . ما به وضوح مىبينيم كه در قضيّهء « زيدٌ زيدٌ » هيچگونه مغايرتى وجود ندارد بههمينجهت امام خمينى رحمه الله صحت آن را انكار كرد .
تنبيه چهارم و پنجم : مغايرت و اتحاد بين مبدأ و ذات
تنبيه چهارم و پنجم مرحوم آخوند تقريباً در ارتباط با يك مطلب است ، لذا در كلام حضرت امام خمينى رحمه الله نيز به عنوان يك بحث مطرح شده است ولى اين بحث