تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
قضيّهء ما ، معرفه و محمول آن نكره باشد ، براى تحقّق تغاير لفظى كفايت كند ، و در تغاير لفظى ، تغاير لفظى واقعى - مثل تغاير در « الإنسان بشر » - لازم نباشد . در اين صورت ، ما اشكال را روى « زيدٌ زيدٌ » مىبريم كه هيچ‌گونه شبههء تغاير لفظى در آن مطرح نيست . پس مىگوييم : در قضيّهء « زيدٌ زيدٌ » كه شما مىفرماييد : « با شنيدن دو مرتبه لفظ زيد ، دو حكايت از يك هويت است » آيا مقصودتان چيست ؟ در اينجا دو احتمال جريان دارد : احتمال اوّل : اين است كه ايشان بخواهد بفرمايد : « اگر كسى گفت : « زيدٌ زيدٌ » معلوم نيست كه تشكيل قضيّه داده باشد زيرا ممكن است « زيد » دوّم را به عنوان تأكيد براى « زيد » اوّل ذكر كرده باشد » . احتمال دوّم : اين است كه ايشان بخواهد بفرمايد : « با حفظ اين كه « زيدٌ زيدٌ » در مقام قضيّه است ، مثلًا قرينه‌اى وجود دارد كه « زيد » دوّم جنبهء تأكيد ندارد ، مثل اين كه از كسى كه ادبيات مىخواند بخواهد قضيه‌اى تشكيل دهد كه موضوع و محمول آن معرفه باشد او هم بگويد : « زيدٌ زيدٌ » كه اين قرينه است بر اين كه چنين شخصى جملهء « زيدٌ زيدٌ » را به عنوان قضيّه مطرح كرده است . حال همين مطلب را به مقام اخبار مىآوريم و فرض مىكنيم متكلّم ، واقعاً مىخواهد از يك واقعيت خبر دهد ، در اين صورت با توجه به اين كه امام خمينى رحمه الله فرمود : « حمل شىء بر نفس خودش جايز است » چه مانعى در « زيدٌ زيدٌ » وجود دارد ؟ به عبارت ديگر : به امام خمينى رحمه الله عرض مىكنيم : شما در « زيدٌ زيدٌ » مىفرماييد : دليلى نداريم كه اين قضيّهء خبريه باشد زيرا ممكن است « زيد » دوّم تأكيد باشد . ما مىگوييم : چنين چيزى از محلّ بحث ما خارج است . بحث ما در جائى است كه قضيّه بودن ، احراز شده باشد . پس ما در آن « زيدٌ زيدٌ » بحث مىكنيم كه خبر بودن آن احراز شده باشد ، در اين صورت چگونه شما مىفرماييد : از شنيدن دو زيد ، دو حكايت از يك هويت مطرح است ؟ اين مربوط به جايى است كه جنبهء تأكيدى داشته و مسألهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 539 | الشيخ فاضل اللنكراني