اعتبار تغاير ، با واقعيّت قابل جمع نباشد ، زيرا وقتى واقعيت ، اتّحاد است ، چگونه مىتوان بر خلاف واقعيّت ، اعتبار تغاير كرد ؟
كلام امام خمينى رحمه الله
امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : در قضاياى حمليّه ، تغاير واقعى ، امرى اجتنابناپذير است . البته مراد از تغاير ، تغاير در واقعيت و يا تغاير در قضيّهء محكيّه نيست بلكه مراد ، تغاير در قضيّهء ملفوظه يا قضيّهء معقوله است . توضيح : در هر قضيّهء حمليّهاى سه قضيّه داريم : 1 - قضيّهء محكيّه : يعنى هر قضيّهء حمليّهاى داراى يك واقعيّت خارجيّه است كه اين قضيّه در مقام اخبار و حكايت از آن مىباشد . 2 - قضيّهء ملفوظه : و آن نفس الفاظى است كه در ارتباط با موضوع و محمول بهكارمىرود . 3 - قضيّهء معقوله : و آن عبارت از نقشى است كه قضيّهء لفظيّه در ذهن مخاطب ايجاد مىكند . حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : در قضيّهء محكيه ، ما نه تنها هيچگونه تغايرى لازم نداريم بلكه در آنجا حتماً بايد اتّحاد و هوهويت باشد . از نظر اعتبار هم نه تنها اعتبار تغاير را لازم نمىدانيم بلكه آن را مضرّ مىدانيم . ولى در قضيّهء ملفوظه و قضيّهء معقوله ، بايد بين موضوع و محمول ، نوعى تغاير واقعى تحقّق داشته باشد تا شما بتوانيد قضيّهء حمليه را تشكيل دهيد . ايشان سپس مىفرمايد : بنابراين اگر شما گفتيد : « زيدٌ زيدٌ » ، آنچه در لفظ مطرح شده و در ذهن مخاطب هم هست ، تكرّر لفظ زيد است و تكرّر لفظ زيد به اين معناست كه اين دو لفظ ، از يك هويّت حكايت مىكنند ، مثل جايى كه جنبهء تأكيد داشته باشد . درحالىكه در قضيّهء حمليه بايد حكايت از اتّحاد ، وجود داشته باشد ، لذا عبارت « زيدٌ زيدٌ » قضيّهء حمليه