تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
حسب واقعيّت ، اتّحاد و هوهويّت وجود دارد ولى ما در تشكيل قضيّهء حمليّه بايد يك مغايرت اعتبارى بين موضوع و محمول درست كنيم . به‌حسب واقع ، هيچ‌گونه مغايرتى بين جسم و ابيض وجود ندارد ، ابيض ، همان جسم و جسم ، همان ابيض است ، ولى يك مغايرت اعتبارى در تشكيل قضيّهء حمليّه ضرورت دارد . اين حرف ، هم مورد اشارهء مرحوم آخوند قرار گرفته و هم بزرگانى چون مرحوم محقّق اصفهانى در حاشيهء كفايه مطرح كرده‌اند . « 1 » ما مىخواهيم ببينيم ضرورت اعتبار مغايرت از كجا پيدا شده و اعتبار مغايرت چه لزومى دارد ؟ چيزى كه مىتواند به عنوان منشأ اين حرف باشد اين است كه گفته شود : چون در قضايا ، نسبت وجود دارد و نسبت شىء به خودش غير معقول است لذا بايد بين منسوب و منسوب اليه مغايرتى وجود داشته باشد . ما هم در مباحث جلد اوّل كه پيرامون قضيّهء حمليّه بحث مىكرديم و هم در بحث‌هاى اخير ، جواب اين مطلب را بيان كرديم و گفتيم : در قضاياى حمليّه ، نيازى به نسبت نداريم . ما در مورد قضيّهء حمليّه ، نظريهء مشهور را قبول نداريم . مشهور مىگويند : قضيّهء حمليه ، متقوّم به سه چيز است : موضوع و محمول و نسبت . ولى ما مىگوييم : قضيّهء حمليّه ، نيازى به نسبت ندارد تا شما بياييد از طريق اعتبار نسبت ، مغايرتى اعتبارى بين منسوب و منسوب اليه درست كنيد . ما مىگوييم : قضاياى حمليّه ، متقوّم به اتّحاد است . و ما در همين بحث ، دايرهء قضاياى حمليّه را به جايى مىرسانيم كه تعقّل نسبت در آنجا نمىشود . و يا ممكن است دليل اينان بر چنين حرفى اين باشد كه « لا يحمل الشيء على نفسه » يعنى چيزى بر خودش حمل نمىشود ، پس حتماً بايد مغايرتى وجود داشته باشد ، هرچند مغايرت اعتبارى باشد .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 85 ، نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 161