واسطهاى اين دو را به هم نزديك مىكند و وجود مسبّب در خارج ، به علت سبب است . شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد : اجزاء و شرايط در باب عبادات نيز بههمينصورت است . اجزاء ، حكم مقتضى و سبب را داشته و شرايط ، حكم همان شرايط تكوينيه را دارند . و بهعبارت ديگر : اجزاء ، در تشكيل ماهيت نقش دارند ولى شرايط ، در تأثير اين ماهيت در آثار مورد انتظار نقش دارند . گويا شرايط مىآيد و دست ماهيت را گرفته و به آثار و خواص مىرساند . البته اگر شرايط نباشد ، آثار و خواص نيست ولى با وجود شرايط ، آثار و خواص به خود ماهيت و اجزاى آن استناد دارند . چون رتبهء اجزاء قبل از رتبهء شرايط است نمىتوان گفت : نحوهء دخالت اين دو يكسان است . اين قول در تقريرات بحث شيخ انصارى رحمه الله به ايشان نسبت داده شده است .
سپس مقرّر ، در ذيل كلام ، تفصيلى را ذكر مىكند كه ظاهراً ارتباطى به شيخ رحمه الله ندارد بلكه مربوط به خود مقرّر است . « 1 » بررسى كلام شيخ انصارى رحمه الله كلام مرحوم شيخ انصارى ، كلام درستى است ولى نتيجهاى كه مىخواهد از آن بگيرد بر اين بيان مترتب نيست ، زيرا ما هم قبول داريم كه اجزاء و شرايط در يك رتبه نيستند ولى ما در بحث صحيح و اعم مىخواهيم بحث كنيم كه مثلًا بنا بر قول به ثبوت حقيقت شرعيه ، آيا شارع مقدس در مقام وضع و نامگذارى همانطورىكه اجزاء را ملاحظه كرده شرايط را هم ملاحظه كرده يا نه ؟ آيا شما مىفرماييد : مؤخر بودن رتبهء شرايط ، سبب مىشود كه شرايط ، در نامگذارى - كه امر اعتبارى است - دخالت نداشته باشند ؟ ما در بحث وضع گفتيم : حقيقت وضع ، يك امر اعتبارى است .
وضع ، مانند نامگذارى فرزند و اختراعات است . با وضع كلمهء ماشين بر اين مجموعهء
هامش
( 1 ) - مطارح الأنظار ، 17 و 18