آن - يعنى صلاة - است و چون نهى از عبادت ، اقتضاى فساد مىكند پس اگر كسى در سعهء وقت ، وارد مسجد شد و مشاهده كرد مسجد آلوده به نجاست است وظيفهء اوّلى او ازاله است و اگر ازاله نكرد و مشغول نماز شد ، نمازش باطل است . سؤال : بطلان نماز بايد به علت فقدان جزء يا شرط باشد ، علت بطلان نماز اين شخص چيست ؟ جواب : بنابراين قول ، از اينجا يك شرطيت عقليه استفاده مىكنيم و آن اين است كه يكى از شرايط صحت نماز ، عدم ابتلاء به مزاحم اقوى است . اين شرط را عقل آورده است ولى اگر خود شارع هم مىخواست مىتوانست آن را مطرح كند و بگويد : صلِّ مع عدم الابتلاء بمزاحم أقوى . ولى چنين تعبيرى ، در لسان ادلّه ملاحظه نشده است . قسم سوم : شرطهايى است كه امكان اخذ در متعلّق را ندارد و محال است شارع بتواند آنها را در متعلّق امر خود اخذ كند ، مثل قصد قربت در عبادت ، بنا بر اين كه مقصود از « قصد قربت » ، اتيان به داعى امر باشد و ما در اينجا مبناى مرحوم آخوند را بپذيريم كه مىفرمود : اگر قصد قربت بهمعناى اتيان به داعى امر باشد ، نمىتواند در متعلّق امر اخذ شود زيرا اين مستلزم دور و تقدّم شىء بر نفس خود و تأخّر شىء از نفس خود خواهد بود . « 1 » البته صحت و عدم صحت اين مطلب در جاى خود خواهد آمد .
اقوال در ارتباط با دخول شرايط در بحث صحيح و اعمّ
در اين زمينه سه قول وجود دارد : قول اوّل : جميع اقسام سهگانهء شرايط ، در بحث صحيح و اعم داخل است ، يعنى كسى كه مىگويد لفظ صلاة ، براى خصوص نماز صحيح وضع شده ، همانطور كه صحت از حيث اجزاء را قائل است ، صحت از حيث شرايط - آنهم به اقسام سهگانهاش - را قائل است . اين قول ، از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 107 و 109
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 50 - 52