تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
با اسم و عنوان بشناسيم بلكه مىتوانيم به آثار و خواصش بشناسيم . سپس مثالى را در اين زمينه مطرح كرده مىفرمايد : در باب نماز ، نمىدانيم آن معناى جامع چيست ؟ ولى اثرش را مىدانيم . اثر آن نهى از فحشاء و منكر و معراجيت مؤمن و قربانيت كلّ تقى است . « 1 » براساس اين بيان ايشان ، آن نماز صحيح مىتواند قربان كلّى تقي و معراج المؤمن و ناهى از فحشاء و منكر باشد كه علاوه بر اجزاء ، تمام شرايط را نيز دارا باشد . اين‌گونه تصوير كردن ، معنايش اين است كه همهء شرايط ، در بحث صحيح و اعم دخالت دارند .

2 - نظريهء شيخ انصارى رحمه الله

از شيخ انصارى رحمه الله نقل شده كه ايشان همهء اقسام شرايط را از بحث صحيح و اعم خارج دانسته و فرموده است : شرايط و اجزاء ، در رتبهء واحدى نيستند بلكه رتبهء اجزاء ، مقدم بر رتبهء شرايط است ، زيرا اجزاء و شرايط ، همانند سبب و شرط و مانع در تكوينيات مىباشند . در امور تكوينيه ، مثلًا وقتى نار بخواهد در احراق اثر كند ، در اينجا يك سبب داريم به نام نار و يك شرط داريم به نام محاذات ، مانعى هم داريم به نام رطوبت كه مىتوان آن را به شرط عدم رطوبت برگرداند . روشن است كه در اين امر تكوينى ، موقعيت شرط و موقعيت سبب با يكديگر فرق دارند و موقعيت سبب ، مقدم بر موقعيت شرط است . سبب ، چيزى است كه با مسبب ارتباط دارد و خودش در مسبب تأثير مىكند و نقش مؤثرى در حصول مسبّب ايفاء مىكند ولى شرط ، داراى عنوان تأثير نيست . شرط به‌منزلهء واسطه‌اى است كه بين سبب و مسبب ، ايجاد ارتباط كرده و اين‌ها را به هم نزديك مىكند . البته اين حرف به معناى اين نيست كه مسبب ، بدون شرط هم حاصل مىشود بلكه مىخواهيم بگوييم : مؤثر در مسبّب ، عبارت از سبب است و شرط ، مانند
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول : ج 1 ، ص 36