تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
پياده كنيد بايد بگوييد : جهت آن ، امكان است ، زيرا امكان ، نسبت به ضرورت ، اخس است . در اين صورت چه انقلابى تحقّق پيدا كرده است ؟ بله اگر جهت به‌لحاظ مجموع ، ضرورت بود ، اين انقلاب محقّق شريف رحمه الله درست بود . اين تازه برفرض اين است كه ما انحلال را بپذيريم در حالى كه ما اصل انحلال را قبول نداريم . اگر محمول ما يك مقيّد بود به‌طورى كه هم ذات مقيّد و هم قيد و هم نفس تقيّد در محمول نقش داشته باشند آيا محمول از وحدت خارج مىشود ؟ آيا محمول ما دو شىء مىشود ؟ خير ، مقيّد - بما هو مقيّد - اگرچه قيدش هم همراهش باشد ، رجوع به دو شىء و دو قضيّه نمىكند . درحقيقت مرحوم آخوند در اينجا خلطى كرده است زيرا ايشان مىگويد : در قضيّهء « الإنسان ضاحك » ، اگر ما براى مصداق شىء - كه عبارت از انسان است - در معناى « ضاحك » نقش قائل شويم ، معنايش « الإنسان إنسان له الضحك » مىشود . بيشتر از اين نيست . ولى ايشان در مقام انحلال برآمده مىگويد : اين قضيّه به دو قضيّه منحل مىشود : يكى قضيّهء « الإنسان إنسان » است . اين « انسان » همان « انسان » در « إنسان له الضحك » است ، اگر چنين است ، پس قضيّهء دوّم كه ايشان موضوعش را « انسان » قرار داد اين « انسان » از كجا آمده است ؟ به عبارت ديگر : در قضيّهء « الإنسان إنسان له الضحك » ما دو « انسان » داريم ، يك « انسان » به عنوان موضوع و يك « انسان » هم جزء محمول است . امّا وقتى ايشان پاى انحلال را به‌ميان مىآورد ، مىگويد : قضيّهء « الإنسان ضاحك » منحل مىشود به دو قضيّهء « الإنسان إنسان » و « الإنسان له الضحك » سؤال اين است كه اين « انسان » سوّم - كه موضوع در قضيّهء دوّم است - از كجا آمده است ؟ آيا از داخل موضوع در قضيّهء اوّل بيرون آمده يا از داخل محمول در قضيّهء اوّل ؟ بنابراين ، ما يك قضيّه بيشتر نداريم . اگر از ايشان به عنوان يك منطقى و يك اديب ، سؤال مىشد آيا قضيّهء « الإنسان إنسان له الضحك » يك قضيّه است يا دو قضيّه است ؟ در جواب مىگفتند : اين يك قضيّه است . تقيّد محمول باعث نمىشود كه موضوع
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 501 | الشيخ فاضل اللنكراني