تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
هيئت مصدرى براى افادهء معنايى زايد بر مادّه وضع نشده بلكه براى امكان تنطّق به مادّه وضع شده است و زائد بر معناى مادّه بر چيزى دلالت نمىكند . حتّى اين كه مىگويند : « مصدر ، در آخر معناى فارسىاش « دن » يا « تن » است » اين حرف را هم كنار مىگذاريم و مىگوييم : « ضرب ، به معناى « كتك » است » . آيا انسان در معناى مادّه - كه عبارت از كتك است - مىتواند تحليل عقلى به كار ببرد ؟ خير ، هرچه هم فعاليّت كنيم نمىتوانيم كتك را به دو معنا منحل كرده و آن را از بساطت بيرون آوريم . آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » مىگويد : ما معتقديم « ضارب » از نظر معنا همان معناى « ضَرْب » را داراست همان‌طور كه معناى « ضَرْب » با تحليل عقلى قابل انحلال نيست ، معناى « ضارب » هم همين‌طور است . « ضارب » و « ضَرْب » داراى يك معنا هستند و فرقى كه بين آن دو وجود دارد در يك مسألهء اعتبارى است و آن عبارت از اين است كه اگر شما « ضرب » را به صورت « به شرط لا » اعتبار كرديد ، عبارت « زيدٌ ضَرْبٌ » غلط خواهد بود ولى اگر همين « ضرب » را به صورت « لا به شرط » اعتبار كرديد قيافهء « ضرب » را برمىداريد و جاى آن ، « ضارب » مىگذاريد و حمل « ضارب » بر زيد ، يك حمل صحيح مىشود و الّا در باطن ، « ضارب » به معناى « ضرب » است ولى حمل « زيد ضَرْبٌ » صحيح نيست و حمل « زيد ضارب » صحيح است و اين صحّت و عدم صحّت داير مدار اعتبار است . به عبارت ديگر : اگر معناى « ضرب » و « كتك » را « به شرط لا » ى از حمل و « به شرط لا » ى از اتّحاد با زيد ملاحظه كرديد ، اين ضرب ، قابل حمل بر زيد نيست ولى اگر همين معنا را به صورت « لا به شرط » ملاحظه كرديد ، يعنى به گونه‌اى آن را ملاحظه كرديد كه بتواند بر زيد حمل شود و با آن اتّحاد پيدا كند ، شما عنوان « ضارب » را به كار مىبريد . پس از جهت معنا فرقى بين ضارب و ضرب وجود ندارد و همان گونه كه « ضرب » با هيچ تحليل عقلى قابل انحلال به دو معنا نيست ، « ضارب » هم به‌همين‌صورت است . خلاصهء حرف آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » اين است كه تركيب‌هاى دوكلمه‌اى مثل « ابن زيد » و « غلام عَمرو » را كنار بگذاريد . اين‌ها ربطى به بحث ما ندارند . آنچه در