مأمور به نقش دارد و گاهى در پايين آوردن رتبهء مأمور به . مرحوم آخوند ، در مورد شرط الفرد نيز همين مطلب را ذكر مىكند ، مىفرمايد :
شرط الفرد نيز گاهى رتبهء مأمور به را بالا مىبرد و گاهى پايين مىآورد . « 1 » معناى جزء الفرد و شرط الفرد : بعضى چيزها در ماهيت مأمور به هيچ دخالتى ندارند ، نه به نحو جزئيت و نه به نحو شرطيت ، ولى وقتى اين مأمور به بخواهد در خارج تحقق پيدا كند ، اين چيز براى اين فرد ، جزئيت يا شرطيت دارد . مثلًا اگر فرض كنيم در نماز ، تسبيحات اربعه يكبار واجب باشد و دو تسبيحات ديگر ، استحباب داشته باشد ، اگر كسى دو مرتبهء ديگر را خواند اين دو مرتبه خارج از نماز نيست ، بلكه داخل در نماز است ولى داخل در ماهيت آن نيست . ماهيت نماز بيش از يك تسبيحات اربعه ندارد . پس داخل در چيست ؟ داخل در اين فردى از نماز است كه در خارج تحقق پيدا كرده است و ما از آن به جزء الفرد و جزء ما يتشخص به المأمور به تعبير مىكنيم . در مورد شرط الفرد نيز همينطور است ، مثلًا صلاتى كه در مسجد واقع مىشود ، وقوع آن در مسجد ، دخالتى در ماهيت صلاة ندارد ولى بهعنوان شرط ، براى اين نماز خارجى مىباشد ، يعنى اين نماز خارجى ، مقيد به وقوع آن در مسجد است . مثالهاى ذكر شده ، جزء و شرطى هستند كه مقام مأمور به را بالا مىبرند گاهى هم جزء الفرد و شرط الفرد مقام نماز را پايين مىآورند ، مثلًا صلاتى كه در حمام واقع مىشود - بنا بر كراهت آن - شرطالفردى است كه ثواب نماز را پايين مىآورد .
همچنين قِران بين سورتين « 2 » - بنا بر كراهت آن - جزء الفردى است كه ثواب نماز را
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 50 و 51
( 2 ) - قِران بين سورتين ، به اين معناست كه كسى در نماز بهجاى اينكه بعد از حمد ، يك سوره بخواند ، دو سوره بخواند . قِران بين سورتين - اگر قائل به حرمت آن شويم - موجب بطلان صلاة خواهد شد و اگر قائل به كراهت شويم ، نماز صحيح است ولى ثواب آن را پايين مىآورد . و اين دو سوره بهعنوان جزئيت براى اين نماز خارجى مطرح است . و اينطور نيست كه يكى از اين دو ، جزء صلاة و ديگرى خارج از صلاة باشد .