تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
اين دليل با توجّه به آيهء شريفهء ( الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة ) « 1 » و آيهء شريفهء ( السارق و السارقة فاقطعوا أيديهما ) « 2 » مىباشد . كيفيت استدلال به اين صورت است كه مىگويند : شما وقتى زانى و زانيه را تازيانه مىزنيد آيا اين‌ها در حال تازيانه خوردن ، زانى و زانيه هستند ؟ اگر بگوييد : « با توجه به اين كه مبدأ در آنها منقضى شده است - چون چندى قبل ، زنا بين آنها تحقّق پيدا كرده و در حال تازيانه خوردن ، تلبّس به مبدأ زنا ندارند - بنابراين اين‌ها الآن زانى و زانيه نيستند » . پس چرا تازيانه بخورند ؟ آيهء شريفه مىگويد : زانى و زانيه را تازيانه بزنيد . و اگر مىگوييد : اين‌ها در حال تازيانه خوردن ، زانى و زانيه هستند ، پس بايد بگوييد : مشتق : حقيقت در اعم است و عنوان زانى و زانيه بر كسى كه مبدأ از او منقضى شده نيز حقيقتاً صادق است . و همين‌طور ، آيهء سرقت . خلاصهء استدلال اين كه ظاهر اين دو آيه و امثال اين دو آيه اين است كه در حال اجراى حد ، اين عناوين فاعلى به نحو حقيقت تحقّق دارد و اين در صورتى است كه مشتق ، حقيقت در اعم باشد زيرا روشن است كه اين‌ها در حال اجراى حدّ ، تلبّس به مبدأ ندارند .

جواب دليل سوّم :

از اين دليل ، جوابهايى داده شده است : جواب اوّل : اين را از خارج مىدانيم كه آياتى كه در مقام بيان حدود الهى وارد شده‌اند كارى به اين عناوين ندارند . آنچه موجب ثبوت حد است اصل تحقّق مبدأ از
هامش
( 1 ) - النور : 2 ( 2 ) - المائدة : 38