( آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » ) مىفرمايد - و مطلب خوبى هم هست - ما در قضاياى حقيقيّه نمىتوانيم عنوان منقضى عنه المبدأ درست كنيم و در عنوان موضوع در قضاياى حقيقيّه نمىتوانيم دو حالت تصوّر كنيم . در قضاياى خارجيّه است كه بهحسب خارج مىتوان دو حالت - تلبّس و انقضاء - براى آنها تصوّر كرد و در آنها مىتوان دو جور اطلاق كرد ، هم مىتوان گفت : « زيد كان ضارباً » و هم مىتوان گفت : « زيد اليوم ضارب » . در نتيجه ، قائلين به وضع براى اعمّ نمىتوانند به اين قبيل آيات تمسك كنند . « 1 »
دليل چهارم : آيهء شريفهء ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
يكى از آيات قرآن كه در ارتباط با منصب شامخ امامت وارد شده آيهء شريفهء
( وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
« 2 » مىباشد . در اين آيهء شريفه خداوند متعال به حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد : من مىخواهم تو را امام و پيشواى مردم قرار مىدهم . حضرت ابراهيم عليه السلام عرض مىكند : آيا ذريّهء من هم نصيبى از امامت دارند ؟ خداوند متعال مىفرمايد : اين عهد من - كه همان امامت است - به ظالمين نمىرسد . در بعضى از روايات وارد شده كه ائمّه معصومين عليهم السلام به اين آيهء شريفه استدلال كردهاند كه خلفاى ثلاثه چون سابقهء بتپرستى داشتهاند شايستگى امامت و پيشوايى مردم را ندارند ، زيرا بتپرستى از بزرگترين ظلمهاست ( إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ ) « 3 » و كسى كه سابقهء بتپرستى دارد ، درحقيقت سابقهء ظلم دارد و نمىتواند منصب شامخ امامت به او واگذار شود . « 4 »
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 256 - 258
( 2 ) - البقرة : 124
( 3 ) - لقمان : 13
( 4 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 120 ، الاصول من الكافي ، ج 1 ، كتاب الحجة ، باب طبقات الأنبياء و الرسل و الأئمة .