تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بعضى به موانع يا قواطع تعبير مىكنيم ، آيا در رابطه با بحث صحيح و اعم - و خصوصاً كسى كه قائل است اين الفاظ براى معانى صحيحه وضع شده و يا استعمال شده‌اند - آيا صحت را در ارتباط با تمامى اين معانى ملاحظه مىكند يا اينكه مقام تسميه غير از مقام صحتى است كه عبادت را به آن متّصف مىكنيم ؟ اگر كسى نمازى بخواند ما در صورتى مىگوييم : « اين عبادت ، صحيح واقع شده است » كه هم واجد جميع اجزاء و شرايط و هم فاقد موانع و قواطع باشد به‌طورى كه اگر در يكى از اين‌ها ، كمبودى وجود داشته باشد ، ما آن عبادت را متّصف به صحت نمىكنيم . آيا صحتى كه در مقام وضع و تسميه و استعمال ، بحث مىكنيم ، همان صحتى است كه در خارج مطرح است يا اينكه مقام تسميه و وضع ، خصوصياتى دارند كه اقتضاء مىكنند اين صحت ، به اندازهء صحت خارجيه ، ضيق نداشته باشد ؟ براى تبيين مطلب ، بايد هريك از عناوين مذكور را جداگانه مورد بحث قرار دهيم : أجزاء : جزء ، عبارت از چيزى است كه در تركيب ماهيت و تشكيل آن ، دخالت دارد ، به‌گونه‌اى كه اگر اين چيز در ماهيت وجود نداشته باشد ، آن ماهيت مركّب ، از نظر مواد تركيبى ، تماميت و كمال ندارد . خواه اين مركب ، از مركبات حقيقيه باشد يا مثل عبادات ، تركيبشان اعتبارى باشد . اجزائى كه در تشكيل ماهيت مركب نقش دارند ، بدون شك در بحث ما داخلند . البته مرحوم آخوند ، وقتى اين بحث را مطرح مىكند ، الفاظى به كار مىبرد كه فهم مطلب را مشكل كرده است . ايشان ، مىفرمايد : اجزاء بر دو قسمند : يك قسم ، اجزاء ماهيت مىباشند كه همين محلّ بحث ماست و بدون شك ، در بحث صحيح و اعم داخل است و كسى كه قائل است الفاظ عبادات براى صحيح ، وضع شده‌اند ، صحت از حيث اجزاء را ترديدى ندارد . قسم ديگر - به تعبير مرحوم آخوند - جزء الفرد و جزء چيزى است كه مأمور به با آن چيز تشخص پيدا مىكند . مرحوم آخوند مىفرمايد : چيزى كه مأمور به با آن تشخص پيدا مىكند گاهى به نحو جزئيت است و گاهى به نحو فرديت و بر هر دو تقدير ، اين جزء الفرد و جزء ما يتشخص به المأمور به ، گاهى در بالا بردن رتبهء