تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
شك ، زمان در آنها دخالت ندارد ، چگونه بياييم و زمان را داخل در معناى آنها بدانيم ؟ اصلًا معنا ندارد پاى زمان را در مفهوم مشق باز كنيم .

رجوع به اصل بحث

حال كه معلوم گرديد ، زمان ، دخالت در معناى مشتق ندارد و زمان نطق و زمان نسبت ، متأخر از وضع است و ما - به تعبير امام خمينى رحمه الله - داريم مفهوم تصوّرى هيئت مشتق را بررسى مىكنيم و كارى به نطق و نسبت نداريم ، بايد يك معناى تصوّرى خالى از زمان را به عنوان معناى مشتق درنظر بگيريم . ولى آيا آن معنا چيست ؟ آن معنا اين است كه بگوييم : كسانى كه قائلند : « مشتق ، حقيقت در خصوص متلبّس است » مىگويند : هيئت فاعل ، داراى معنايى است كه اين معنا منطبق نمىشود مگر بر كسانى كه فعل از آنان تحقّق پيدا مىكند . ولى كسانى كه مىگويند : « مشتق ، حقيقت در اعم از متلبّس و منقضى است » معناى وسيع‌ترى را قائلند . آنان براى مشتق ، معنايى را قائلند كه هم بر كسى كه مشغول ضرب است تطبيق مىكند و هم بر كسى كه ضرب از او منقضى شده است . درحقيقت با حذف كلمهء حال و حذف كلمهء زمان بايد يك چنين معنايى را در ارتباط با مشتق مطرح كنيم . در فارسى نيز وقتى كلمهء زننده را اطلاق مىكنيم صحبتى از زمان مطرح نيست و اين كلمه ، هم به كسى كه مشغول ضرب است اطلاق مىشود و هم به كسى كه ضرب از او تحقّق پيدا كرده و منقضى شده است . اين حرف را جمعى از محقّقين نيز فرموده‌اند ولى - همان گونه كه اشاره كرديم - رمز مسئله و كليد آن را استاد بزرگوار ما حضرت امام خمينى رحمه الله مطرح كرده است كه نزاع ما در يك مفهوم تصوّرى خالى از زمان است .