است : اين عبارت مرحوم آخوند سهو قلم است و « حال نسبت » صحيح است . مؤيد اين مطلب اين است كه خود مرحوم آخوند مثالهايى كه مىزند و نتايجى كه مىگيرد براساس عنوان « حال نسبت » است . « 1 » واقعيت مطلب همين است و مراد مرحوم آخوند « حال نسبت » است ، زيرا اگر زيد ، دو روز قبل ، تلبّس به ضرب داشته و ما الآن بگوييم : « زيد ضارب أمس » يعنى ظرف نسبت را ديروز قرار دهيم ، آيا چه حالى را بايد ملاحظه كنيم ؟ يعنى كسانى كه مىگويند :
مشتق ، حقيقت در خصوص متلبّس بالمبدا فى الحال است » ، آيا مقصودشان چيست ؟
آيا مثال فوق ، مثال براى متلبّس بالمبدا است يا مثال براى منقضى عنه المبدأ است ؟ اگر ما ملاك را حال تلبّس بگيريم ، حال تلبّس ، مربوط به دو روز قبل است ولى اگر ملاك را حال نسبت بگيريم ، حال نسبت ، مربوط به ديروز است ، و اگر نسبت ، ديروز واقع شد ، بهلحاظ واقعيت ، منقضى عنه المبدأ است زيرا تلبس در دو روز قبل واقع شده و قبل از ديروز تحقّق پيدا كرده است . پس ملاك حال نسبت است ، يعنى بايد ملاحظه كنيم ببينيم زيدى كه ضارب را به او نسبت مىدهيم ، آيا در حال نسبت دادن ما ، تلبّس به مبدأ داشته يا اين كه منقضى عنه المبدأ بوده است . در مورد استقبال نيز بههمينصورت است ، مثلًا اگر زيد همين امروز متلبّس به ضرب است ولى ما بخواهيم نسبت را در مورد فردا ذكر كنيم و بگوييم : « زيد ضارب غداً » واقعش منقضى عنه المبدأ است زيرا فردا كه شما ضارب را بر زيد حمل مىكنيد ، زيد هيچگونه تلبّسى به ضرب ندارد اگرچه الآن تلبّس به ضرب وجود داشته باشد . لذا مرحوم آخوند مىخواهد تمام ملاك را عبارت از « حال نسبت » بداند . در مورد فردا ، فردا معتبر است و در مورد ديروز ، ديروز معتبر است و در مورد امروز هم امروز معتبر است .
يعنى اگر گفتيد : « زيد ضارب الآن » و نسبت ضارب در همين حال تحقّق پيدا كرد بايد ببينيم آيا در همين حال ، تلبّس به ضرب تحقّق دارد يا نه ؟ اگر الآن تلبّس به ضرب
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول با حاشيهء مرحوم مشكينى ، ج 1 ، ص 66 و 67