تحقّق داشت ، اين « متلبّس بالمبدا في الحال » است و اگر ديروز متلبّس بوده « انقضى عنه المبدأ » است . و مرحوم آخوند سعى كرده كلمهء « حال » را از « حال نطق » بيرون برده و به عنوان « حال نسبت » مطرح كند . البته بيان ايشان در ارتباط با از بين بردن زمان نطق بيان خوبى است . اشكال بر كلام مرحوم آخوند : اوّلًا : گويا مرحوم آخوند نكتهاى را غفلت كرده است . اين نكته در كلمات محقّقين ديگر ناخودآگاه مطرح شده ولى رمز مطلب بيان نشده است . و در ميان كتابهايى كه ملاحظه كرديم ، رمز مطلب را استاد بزرگوار ما حضرت امام خمينى رحمه الله بيان كرده است . « 1 » آن نكته اين است كه اگر ما پاى نسبت را بهميان آوريم معنايش اين است كه بايد قضيّهء حمليه تشكيل دهيم زيرا نسبت و جرى و اطلاق در جايى است كه قضيّه مطرح باشد . يعنى بگوييم : « زيد ضارب » و سپس بحث كنيم آيا جرى ضارب بر زيد بهلحاظ چه حالى است ؟ در حالى كه ما در باب معناى مشتق و هيئت مشتق كارى به قضيّه نداريم . ما وقتى براى پيدا كردن معناى هيئت ضارب به كتاب لغت مراجعه مىكنيم در آنجا موضوع و محمولى مطرح نيست . قضيهاى تشكيل نشده است تشكيل قضيّه بعد از وضع است . اوّل واضع هيئت را وضع مىكند و بعد از آن ما مىآييم قضيّه تشكيل مىدهيم و ضارب را به زيد نسبت مىدهيم . حال قبل از تشكيل قضيّه ما مىخواهيم ببينيم معناى هيئت فاعل چيست ؟ آنوقت آيا درست است كه شما بگوييد : در معناى هيئت فاعل ، تلبّس به مبدأ در حال نسبت وجود دارد يا نه ؟ در موقع وضع ما چيزى نداريم كه به آن نسبت دهيم . در بحث اصولى نيز همينطور است . ما كه مىخواهيم در معناى ضارب بحث كنيم آيا بايد اوّل يك قضيّهء « زيد ضارب » تشكيل دهيم و بعد بياييم در مورد ضارب بحث كنيم كه آيا مقصود از حال ، حال تلبّس
هامش
( 1 ) - تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 112