مقدّمهء ششم : تحقيق پيرامون معناى مشتق
مقدّمه
يكى از مسائلى كه در مقدّمات بحث مشتق مطرح است اين است كه در عنوان محلّ نزاع ، يك كلمهء « حال » به كار برده شده است . در آنجا گفته مىشود : آيا مشتق ، حقيقت در خصوص « ما تلبّس بالمبدا في الحال » است يا اين كه اعم از « متلبّس في الحال » و « المنقضى عنه المبدأ » است . در ابتدا لازم است ببينيم آيا مقصود از كلمهء « حال » چيست ؟ در ارتباط با كلمهء « حال » سه احتمال وجود دارد : 1 - حال نطق : يعنى زمانى كه متكلّم مىگويد : زيد ضارب . 2 - حال نسبت : يعنى وقتى ضارب ، حمل بر زيد مىشود و گفته مىشود :
« زيد ضارب » . حال نسبت گاهى ممكن است با حال نطق فرق داشته باشد ، مثل اين كه شما بگوييد : « زيد ضارب أمس » ، در اينجا حال نطق امروز است ولى نسبت مربوط به ديروز است . ولى اگر بگوييد : « زيد ضارب الآن » ، در اينجا حال نطق و حال نسبت يكى است زيرا با كلمهء الآن مىخواهيد نسبت را همين حالا تحقّق بدهيد . 3 - حال تلبّس : يعنى حالى كه ضرب از زيد صادر شده است . حال تلبّس ، ممكن است غير از دو قسم اوّل باشد . مثلًا زيد دو روز قبل ضرب را انجام داده و نسبت مربوط به ديروز و تكلّم مربوط به امروز باشد .
كلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند فرموده است : اين حال ، حال تلبّس است . مرحوم مشكينى كه از شاگردان مرحوم آخوند است در حاشيه بر كفايه نوشته