كلام مرحوم نائينى در ارتباط با اسم مفعول
آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » از استاد خود مرحوم نائينى نقل مىكند كه ايشان معتقد است : اسم مفعول داراى خصوصيتى است كه انقضاء مبدأ در آن تصوّر نمىشود .
بههمينجهت مرحوم نائينى همان نظريهء صاحب فصول رحمه الله را پذيرفته و در مقام استدلال برآن مىگويد : اگر چيزى در خارج با كيفيتى وقوع پيدا كرد ، ديگر انقلاببردار نيست يعنى نمىتوانيم كارى كنيم كه آن شىء به آن كيفيت واقع نشده باشد . « مفعول » يعنى « من وقع عليه الفعل » ، آيا كسى كه فعل بر او واقع شده ، مىتوان كارى كرد كه آن فعل بر او واقع نشده باشد ؟ اين واقعيت را نمىتوان برهم زد اگرچه دهها سال از آن گذشته باشد .
« مضروب » ، هميشه « من وقع عليه الضرب » است و نمىتوان در آن منقضى تصوّر كرد . انقضاء ، معنايش اين است كه زمانى پيش بيايد كه چنين كسى « لم يقع عليه الضرب » باشد و اين معنايش انقلاب واقعيت است و چنين چيزى ممتنع است .
در نتيجه اسم مفعول از حريم نزاع در باب مشتق خارج است . « 1 »
پاسخ كلام مرحوم نائينى
آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » در پاسخ كلام استاد خود مىفرمايد : ضربى كه در خارج تحقّق پيدا كرده ، يك اضافهء صدورى به فاعل دارد و يك اضافهء وقوعى به مفعول . حال اگر شما در ناحيهء مفعول مىگوييد : « الشيء لا ينقلب عمّا وقع عليه » ، در ناحيهء فاعل هم بايد همين حرف را بزنيد . فاعل هم براى هميشه متّصف است به اين كه او « صدر عنه الضرب » است . همانطور كه در ناحيهء مفعول ، انقلاب مستحيل است ، در ناحيهء فاعل نيز مستحيل است و نمىتوان كارى كرد كه اين ضرب از فاعل صادر نشده باشد . پس چطور شما بين فاعل و مفعول فرق مىگذاريد ؟
هامش
( 1 ) - أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 83 و 84