تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
كثرت استعمال ، در چيزى كه قابليت اثمار و شأنيت اثمار داشته باشد يك معناى حقيقى پيدا كرده است . ولى در مبدأ آن - كه عبارت از اثمار است - جنبهء فعليّت وجود دارد . اثمار به معناى ثمره دادن بالفعل است و اگر بخواهيد بالفعل را از آن بگيريد بايد كلمهء « شأنيت » را به آن اضافه كرده و بگوييد : شأنية الإثمار ، ولى وقتى همين اثمار را در قالب مثمر پياده كنيم ديگر شأنية المثمرية نمىخواهد بلكه شأنيت ، در معناى مثمريت وجود دارد و معناى مثمر ، به جهت كثرت استعمال ، تا حد معناى حقيقى - كه عبارت از چيزى است كه شأنيت اثمار را داشته باشد - رسيده است . اگرچه استبعاد اين حرف به استبعاد مسألهء تعدّد وضع نمىرسد ولى براى انسان سنگين است كه بخواهد بين مبدأ و مشتق جدايى بيندازد و در مبدأ ، مسألهء فعليّت را مطرح كرده ولى در مشتق ، شأنيت يا حرفه را مطرح كند . « 1 »

اشكال در اسم مكان و اسم آلت

اين مسئله ، در باب اسم مكان و اسم آلت مشكل‌تر مىشود ، مثلًا ما كلمهء « مقراض » را در مورد قيچى و « مفتاح » را در مورد كليد به كار مىبريم . مقراض يعنى آلت قَرض و قطع كردن و مفتاح يعنى آلت فتح و گشودن ، درحالىكه ممكن است قيچى ، تازه از كارخانه بيرون آمده و تاكنون - حتّى براى يك بار هم - چيزى با آن چيده نشده است در حالى كه قرض و چيدن داراى معناى فعلى است . و يا ممكن است انسان قفلى را تازه خريدارى كرده باشد و تاكنون با كليد آن - حتّى براى يك بار هم - آن قفل را باز نكرده باشد با وجود اين ، به كليد ، عنوان « مفتاح » داده مىشود درحالىكه فتح به‌معناى فعليّت باز كردن است . ولى در مورد تاجر ، فعليّت ، خيلى تحقق پيدا كرده تا به صورت حرفه درآمده است . در مورد اسم مكان نيز به‌همين‌صورت است ، مثلًا كسى كه مسجدى را ساخته
هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 209 و 210 ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 111