مىگويند : « كتابت قرآن با مركّب نجس حرام است » . آيا در اينجا كتابت بالقوّه مطرح است ؟ خير ، كتابت يك امر فعلى است . اكثر مبادى كه ما ملاحظه مىكنيم ، جنبهء فعليّت در آنها مطرح است حتّى در شجرهء مثمره اگر عنوان مثمريت را از وصفيت براى شجره بيرون آورده و آن را در مصدر و مبدأ و مادّهاش بياوريم مىبينيم إثمار ، معنايش شأنيت اثمار نيست . اگر معنايش شأنيت اثمار است چرا شأنيت را به اثمار اضافه مىكنيد و مىگوييد :
شأنية الإثمار ؟ بنابراين در اثمار ، شأنيت نيست بلكه با كلمهء « شأنيت » مىخواهيد اين معنا را به اثمار بدهيد و الّا شأنية الإثمار به چه معناست ؟ اگر اثمار به معناى شأنيت ثمره دادن باشد ، چرا شما شأنيت را به اثمار اضافه مىكنيد ؟ چرا مىگوييد : هذه الشجرة لها شأنية الإثمار ؟ بگوييد : هذه الشجرة لها الإثمار ، كه در خود اثمار ، - به عقيدهء مرحوم آخوند - عنوان شأنيت محفوظ است . بنابراين در معناى اثمار هم شأنيت وجود ندارد . در بين اين مواد و مبادى ، تنها مادهء اجتهاد است كه حساب خاصى دارد ، اجتهاد ، اصلًا معنايش ملكه است . آنهم نه اجتهاد به معنى لغوى . اجتهاد در لغت به معنى جدّ و جهد و كوشش كردن است يعنى نهايت تلاش را در زمينهاى به كار بردن ، پس در معناى لغوى اجتهاد ، مسألهء فعليّت وجود دارد . ولى اجتهاد در اصطلاح علماى اصول به معناى ملكه و قوهء استنباط مىباشد . بنابراين اگر مواد - حتّى مادهء اجتهاد - را بررسى كنيم به يك مادّه هم برخورد نمىكنيم كه در آن عنوان شأنيت يا حرفه يا صنعت يا ملكه وجود داشته باشد بلكه در همهء آنها عنوان فعليّت مطرح است . در نتيجه اختلافات مشتقات ، ربطى به مبادى ندارد و مبادى به همان معناى فعليّت مىباشند . تأييدى در ردّ كلام مرحوم آخوند : مؤيّد اين كلام - كه اختلاف در ارتباط با مواد نيست - اين است كه اگر اختلاف در ارتباط با مواد باشد ، بايد نه تنها در مشتقات مورد بحث ما بلكه در فعل ماضى و مضارع و امثال آنها نيز اينچنين باشد زيرا مواد در همهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٢٥