آنجا بحث شده كه مراد از « ماء جارى » چيست ؟ و درضمن ، اين بحث پيش آمده كه خصوصياتى كه در مورد « ماء جارى » گفتهاند در مفهوم « الجاري » - كه يك عنوان اشتقاقى و اسم فاعل است - دخالت ندارد . مثلًا گفتهاند : ماء جارى آن است كه از زمين بجوشد . ولى اين خصوصيت « جوشيدن از زمين » در مفهوم « الجاري » دخالت ندارد .
مبدأ « الجاري » عبارت از « جريان » است و آبى كه از آفتابه بيرون مىريزد هم اين مبدأ را داراست و از آفتابه بر زمين جارى مىباشد . آنجا بعضى شبيه حرفى كه الآن نقل كرديم را مطرح كرده و گفتهاند : وقتى « الجاري » را به تنهايى استعمال مىكنيم ، خصوصيت « جوشيدن از زمين » در مفهوم آن دخالتى ندارد ولى اگر « الجاري » را به صورت صفت براى « الماء » استعمال كرده و بگوييم : « الماء الجاري » ، ذهن انسان به جاى ديگر مىرود ، يعنى در اين صورت ، خصوصيت « جوشيدن از زمين » هم در مفهوم آن دخالت دارد و درحقيقت ، معناى آن عوض مىشود . خصوصيتى كه در « الجاري » تنها و در « جرى الماء من الميزاب » و « يجري الماء من الميزاب » و « الجاري من الميزاب » وجود ندارد . آنوقت گفتهاند : چه مانعى دارد كه در مورد « تاجر » و امثال آن نيز بگوييم : اگر به صورت مجرّد مطرح شوند ، يك معنا و اگر در قضيّهء حمليّه مطرح شوند معناى ديگرى دارند و حساب آنها از ضارب جدا مىشود . البته اين مطلب فقهى را ما به عنوان مؤيّد حرف اين بعض ذكر كرديم ولى واقعيّت اين است كه هر دو حرف باطل است . هم حرفى كه در اينجا زده شده است و هم حرفى كه در فقه مطرح است . اشكالات كلام بعضى از بزرگان : بر كلام اين بعض دو اشكال وارد است : اشكال اوّل : چطور مىشود قضيّهء حمليّه ، واقع موضوع و محمول را عوض كند ؟
مگر قضيّهء حمليّه چه نقشى مىتواند در اين زمينه داشته باشد ؟ زيد كه همان زيد است .
چگونه مىتوان گفت : « تاجر » ، اگر محمول بر زيد نباشد ، معنايش شبيه « ضارب » است ولى اگر محمول بر زيد شد ، معنايش عوض مىشود ؟ مگر قضيّهء حمليّه عوضكنندهء معناى محمول است ؟ خير ، قضيّهء حمليّه ، فقط براى اين است كه بين موضوع و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 430
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٣٠