صدورى استقبالى وضع كردهاند ، زيرا ما هر طرف قضيّه را كه ملاحظه مىكنيم مىبينيم هيچ ترجيحى در كار نيست . نه مىتوان مانند محقّق نائينى رحمه الله اصالت را با حال دانست و نه مىتوان مانند امام خمينى رحمه الله اصالت را با استقبال دانست . بلكه بهنظر مىرسد هيچ اصالت و تبعيّتى در كار نيست و ظاهر اين است كه اشتراك ، به صورت اشتراك لفظى است و آنچه مرحوم آخوند در ارتباط با اشتراك معنوى مطرح مىكرد نيز نمىتواند مورد قبول باشد و از راهى كه ايشان ذكر كرد قابل اثبات نمىباشد . البته بر اين مطلب ، ثمرهء مهمى مترتب نيست .
مقدّمهء پنجم : اختلاف مبادى مشتقات
[ كلام آخوند ]
يكى از مقدّماتى كه مرحوم آخوند مطرح كرده اين است كه مىفرمايد : نزاع ما در باب مشتق ، در ارتباط با هيئت مشتق است و اختلافى كه بين مواد و مبادى مطرح است ، ربطى به بحث ما ندارد . اختلاف مبادى مشتقات : بعضى از مبادى داراى عنوان « فعليّت » مىباشند ، مثل عنوان ضَرْب ، قيام ، قعود و . . . كه به معناى فعليّت ضرب و فعليّت قيام و . . . است . بعضى از مبادى داراى عنوان « قوّه و استعداد » مىباشند ، مثل عنوان كاتب ، كه مقصود از آن كاتب بالقوّه است ، يعنى كسى كه استعداد كتابت در او وجود دارد . عنوان مثمر در شجرهء مثمره نيز به معناى اين است كه استعداد ميوه دادن در آن وجود دارد . بعضى از مبادى داراى عنوان « ملكه » مىباشند ، مثل مجتهد كه به كسى گفته مىشود كه داراى ملكهء اجتهاد باشد و قدرت استنباط داشته باشد ، اگرچه اين اجتهاد به مرحلهء فعليّت نرسد ، يعنى در خارج هيچگونه استنباطى از او تحقّق پيدا نكند . بعضى از مبادى داراى عنوان « حرفه » مىباشند ، مثل تاجر كه به كسى گفته