تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
مىشود كه داراى حرفهء تجارت باشد . بعضى از مبادى داراى عنوان « صناعت » مىباشند ، مثل نجّار كه به كسى گفته مىشود كه داراى صنعت نجّارى است . مرحوم آخوند مىفرمايد : در ارتباط با مبادى ، اين اختلافات وجود دارد ولى در ارتباط با هيئات ، اختلافى تحقّق ندارد . بين مبدئى كه در آن جنبهء فعليّت مطرح است با مبدئى كه داراى جنبهء قوّه و استعداد ، است ازنظر هيئت « فاعل » فرقى وجود ندارد ، بلكه فرقشان در اين است كه دايرهء تلبّس به مبدأ در حال و منقضى عنه المبدأ در آن دو فرق مىكند . اگر مبدأ يك امر فعلى باشد ، مثل ضارب كه مبدأ آن ضرب است و ضرب هم داراى معناى فعليّت مىباشد ، در اين صورت ، تلبّس به مبدأ در حال ، معنايش تلبّس به ضرب فعلى است . ديروز كه ضرب از زيد صادر شده ، زيد حقيقتاً متلبّس به ضرب بوده است زيرا مبدأ به عنوان فعليّت اخذ شده است و تلبّس به مبدأ فعلى يعنى در همان حالِ صدور ضرب و تحقّق ضرب ، تلبّس به مبدأ دارد و امروز كه اين فعليّت منقضى شده ، مبدأ هم از او منقضى شده است . به‌عبارت‌ديگر : در مبدأ فعلى ، تلبّس به مبدأ و انقضاى مبدأ از ذات ، داير مدار فعليّت است . ولى در موارد ديگر ، تلبّس و انقضاء به صورت ديگر است ، مثلًا در مورد مجتهد اگر بخواهيم تلبّس به مبدأ و انقضاء را فرض كنيم بايد بگوييم : مادامىكه اين شخص داراى قوّهء استنباط است متلبّس به مبدأ در حال است و وقتى اين ملكه را از دست داد ، كسالت يا كهولت سن در او پيدا شد و ملكهء استنباط را از دست داد در اين صورت انقضاء مبدأ مىشود . يا در مثل تاجر كه عنوان حرفه مطرح است ، تا زمانى كه كسب و كار و تجارت دارد ، متلبّس بالمبدا در حال است ، اگرچه در منزل خود خوابيده يا به مسافرت رفته باشد ولى اگر از تجارت دست برداشت يا ورشكست شد و حرفهء تجارت را از دست داد ، مبدأ از او منقضى شده است . در مورد شجرهء مثمره نيز مىگوييم : شجرهء مثمره ، در زمستان نيز مثمره است چون شأنيت و قابليت ميوه دادن را داراست . ولى اگر روزى خشك شد و قابليت ميوه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 423 | الشيخ فاضل اللنكراني