بحث دوّم : آيا دلالت فعل مضارع بر حال و استقبال ، به نحو اشتراك لفظى است يا به نحو اشتراك معنوى و يا احتمال ديگرى در كار است ؟
در اين زمينه سه نظريه مطرح است :
1 - نظريهء مرحوم آخوند
مرحوم آخوند معتقد است : اشتراك فعل مضارع بين حال و استقبال ، يك اشتراك معنوى است . از كلام ايشان استفاده مىشود كه اين معنا نزد ايشان و نزد نحويين مسلّم بوده است كه فعل مضارع ، مشترك بين حال و استقبال است و اشتراك آنهم به صورت اشتراك معنوى است . مرحوم آخوند مىخواهد از اين مسئله تأييدى براى مسئله ديگر بياورد و آن مسئله اين است كه به نظر ايشان - كه حق هم همين است - فعل ، دلالتى بر زمان ندارد .
ايشان در تأييد اين مطلب مىفرمايد : آيا نحويين اشتراك معنوى را به چه صورت مطرح كردهاند ؟ آيا نحويين مىگويند : در فعل مضارع يك عنوان زمانى جامع بين حال و استقبال و خارجكنندهء ماضى وجود دارد ؟ مثلًا عنوان « الزمان غير الماضي » كه از نظر مفهومْ هم شامل حال مىشود و هم شامل استقبال . مرحوم آخوند مىفرمايد : خير ، اينگونه نيست ، زيرا چنين معنايى از فعل مضارع به ذهن ما نمىآيد . و همان گونه كه گفتيم : هيئت فعل مضارع - مانند هيئت فعل ماضى - داراى معنايى حرفى است . مرحوم آخوند سپس مىفرمايد : آنچه نحويين مىگويند ، اين گونه توجيه مىشود كه بگوييم : فعل مضارع داراى معنايى است كه اين معنا خصوصيتى دارد و لازمهء آن خصوصيت اين است كه در زمانيات ، انطباق بر حال يا استقبال پيدا مىكند ، و نه تنها در فعل مضارع اينطور است