مستقبل را به همراه دارد امّا اگر اين معنا « ارادهء خداوند » باشد اين ديگر ما فوق زمان است و ارتباطى به زمان ندارد . « 1 » مرحوم آخوند به دنبال اين بحث دو مؤيّد ذكر مىكند كه بعداً به مؤيّد دوّم ايشان اشاره خواهيم كرد .
آيا هيئات افعال داراى معناى اسمى است يا معناى حرفى ؟
در باب افعال ، آنچه به عنوان محور است عبارت از هيئت مىباشد . و همانطور كه در باب خارجيات مىگوييم : « شيئية الشيء بصورته » « 2 » در باب مشتقات هم « شيئيت مشتق ، به هيئت اشتقاقى و هيئت فعلى آن است » پس در حقيقت ، محور در باب افعال ، همان هيئات است . حال ببينيم آيا هيئات ، داراى معناى اسمى مىباشند يا معناى حرفى ؟ در باب وضع حروف ، مشهور و محقّقين - بر خلاف مرحوم آخوند - قائلند كه وضع حروف ، عام و موضوع له خاص است . وقتى واضع مىخواسته كلمهء « مِنْ » را وضع كند ، مفهوم كلّى ابتداء را ملاحظه كرده ولى كلمهء « مِنْ » را براى اين مفهوم كلّى وضع نكرده است بلكه « مِنْ » را براى معنايى غير مستقل - كه عبارت از ابتداهاى خارجى است - وضع كرده است . « 3 » و ما در اين زمينه بحث مبسوطى ارائه كرديم و نظر ما هم منتهى شد به نظريهاى كه مرحوم محقّق اصفهانى بيان كرد . ايشان فرمود : در « زيد في الدار » سه واقعيّت داريم : واقعيّت زيد ، واقعيّت دار ، واقعيّت بودن زيد در دار . واقعيّت اوّل و دوّم
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 61 و 62
( 2 ) - شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 127
( 3 ) - الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 16 ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 10 ، هداية المسترشدين ، ص 30