اشكال مرحوم آخوند بر مشهور نحويين :
مرحوم آخوند ، چند اشكال بر كلام مشهور نحويين وارد كرده است : اشكال اوّل : گويا مشهور نحويين وقتى فعل را مطرح كردهاند فقط فعل ماضى و مضارع به ذهنشان آمده است . در حالى كه ما افعال ديگرى هم داريم كه در آنها مسألهء زمان مطرح نيست . فعل امر و فعل نهى كجا بر زمان دلالت مىكنند . مخصوصاً در اصول وقتى از هيئت « افعل » بحث مىشود آيا هيچ اصولى آمده بگويد : در معناى « افعل » يك خصوصيت زمانيه مطرح است ؟ بلكه اصوليون مىگويند : « هيئت افعل براى دلالت بر انشاء طلب فعل وضع شده است » و چيزى به عنوان خصوصيت زمانيه را در آن معتبر ندانستهاند . اگرچه نفس اين انشاء و نفس گفتن « اضرب » در زمان حال واقع شده است ولى اين موجب نمىشود كه خود « اضرب » داراى زمان باشد . اخبار در جملهء خبريه هم در زمان حال واقع مىشود آيا كسى مىگويد : « در مخبر به ، زمان دخالت دارد » ؟ انشاء طلب ضرب ، در حال واقع شده امّا مُنْشأ عبارت از طلب الضرب است و خصوصيت زمان در مُنْشأ دخالت ندارد همانطور كه در مُخْبر به دخالت ندارد . اشكال دوّم : گاهى از اوقات ، فعل ماضى به خود زمان نسبت داده مىشود يعنى فاعل آن خود زمان است مثل اين كه گفته شود : « مضى الزمان » . آيا معناى اين جمله چيست ؟ نمىتوان گفت : « معنايش ، زمان گذشت در زمان گذشته » است . اين معناى غلطى است . جايى كه فاعل فعل ماضى ، نفس زمان باشد آنجا ديگر در فعل ماضى مسألهء زمان مطرح نيست و الّا بايد زمان ، در زمان گذشته باشد . و نيز در مواردى كه فاعل فعل ماضى از مجرّدات است مثل اين كه بگوييد : « عَلِمَ اللَّه » ، آيا اين استعمال فعل ماضى مجاز است يا حقيقت ؟ اگر حقيقت است ، معنا ندارد كه زمان براى خداوند و براى علم او ظرفيت داشته باشد ، او ما فوق زمان است . مجرّد ما فوق زمان است ، درحالىكه « عَلِمَ اللَّه » به حسب استعمال ، يك استعمال صحيح است و معنا ندارد زمان در « عَلِمَ اللَّه » مطرح شود .