تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
حركات ، سه فتحه دارد - و نه خصوصيات معنوى ضَرَبَ در ضارب وجود دارد . در ضَرَبَ - بنا بر مشهور - پاى زمان در ميان است آن‌هم زمان ماضى ، ولى در ضارب يك چنين خصوصيتى وجود ندارد . همين‌طور اگر بخواهيم مصدر را به عنوان مادّهء مشتقات مطرح كنيم ، در باب مصدر ترديد است كه آيا در معناى مصدر نسبتى وجود دارد يا معناى مصدر ، خالى از نسبت است و هيچ‌گونه نسبت فاعلى يا مفعولى در آن تحقّق ندارد . به عبارت ديگر : ما يك وقت ضَرْب را به معناى زدن معنا مىكنيم ، در زدن نسبت وجود دارد ، در زدن ، حدوث ضرب تحقّق دارد . و يك‌وقت ضَرْب را خالى از نسبت معنا مىكنيم ، يعنى آن را به كتك - نه كتك زدن - معنا مىكنيم و در كتك هيچ‌گونه نسبتى وجود ندارد . اگر ما ضَرب را داراى يك معناى مشتمل بر نسبت بدانيم ، مصدر هم مانند فعل است در اين كه نه لفظ آن در مشتقات محفوظ است و نه معناى آن . امّا لفظش در مشتقات محفوظ نيست زيرا هيئت مصدر ، هيئت فَعْل است و هيئت فَعْل در هيچ‌يك از مشتقات تحقّق ندارد . هريك از مشتقات داراى هيئت‌هاى مخصوصى مىباشند كه آن هيئتها مغاير با هيئت فَعْل است . ما نمىتوانيم مثلًا بگوييم : در هيئت فاعل ، هيئت فَعْل محفوظ است . چگونه ممكن است در يك كلمه دو هيئت جمع شوند ؟ معناى مصدر هم در مشتقات محفوظ نيست زيرا معناى ضَرْب عبارت از زدن است ، در معناى ضرب ، « نسبةٌ ما » وجود دارد ولى معناى مشتقات ديگر اين گونه نيست . ضَرَبَ يعنى زد در زمان گذشته ، يَضْرِبُ يعنى مىزند در زمان آينده و بين اين‌ها ازنظر معنا تغاير تحقّق دارد . بنابراين اگر مصدر داراى يك معناى مشتمل بر « نسبةٌ ما » باشد همان حسابى كه فعل با مشتقات دارد مصدر هم با مشتقات دارد . نه لفظش در ضمن مشتقات محفوظ است و نه معنايش . ولى اگر مصدر را خالى از نسبت معنا كرديم ، ضَرْب را به معناى كتك دانستيم نه به معناى زدن ، اينجا اگرچه معناى مصدر در مشتقات محفوظ است زيرا در معناى