تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
« ض ، ر ، ب » براى معناى « كتك » بدون نسبت وضع شده است ، ما مىگوييم : « ض ، ر ، ب » كه لفظ نيست ، پس چگونه آن را براى معنايى وضع كرده‌اند ؟ « ض ، ر ، ب » در زمانى عنوان لفظ پيدا مىكند كه داراى هيئتى باشد . كسانى كه مىگويند : « مصدر ، مادّهء مشتقات است » ، مىگويند : « واضع ضَرْب را وضع كرده است » و كسانى كه مىگويند : « فِعْل ، مادهء مشتقات است » مىگويند : « ضَرَبَ ، به عنوان مادّه مطرح است » ولى شما مىگوييد : « مادّه عبارت از « ض ، ر ، ب » است » در حالى كه عنوان لفظ بر « ض ، ر ، ب » انطباق پيدا نمىكند . پاسخ اشكال اوّل : ما اگر « ض ، ر ، ب » را به تنهايى مىخواستيم به عنوان مادّه مطرح كنيم حرف شما درست بود . ولى ما نمىخواهيم مادّه را به تنهايى مطرح كنيم . مادّه بدون صورت در باب الفاظ همانند هيولاى بدون صورت در باب تكوينيات و واقعيات است . و همان‌طور كه در باب تكوينيات چنين چيزى غير ممكن است در باب الفاظ هم همين‌طور است . ما در ضمن پاسخ از اشكال دوّم توضيح بيشترى خواهيم داد كه گاهى از اوقات نياز مىشود كه ما نفس همين معناى مادّه را مطرح كنيم ، در آن حال خاص ، واضعْ هيئتى را در نظر گرفته است ولى در مواردى كه مىخواهيم معناى فِعل ، يا اسم فاعل يا اسم مفعول و . . . را تفهيم كنيم نياز نداريم به اين كه ماده را خالى از هيئت مطرح كنيم تا شما بگوييد : « مادّه بدون هيئت ، لفظ نيست » در حقيقت در اينجا « وضع تهيُّئى » است ، مانند كلاس آمادگى كه براى كودكان مىگذارند . « وضع تهيُّئى » يعنى وضع به منظور آمادگى براى استعمالات اشتقاقاتى ، ولى نه به منظور اين كه خودش تفهيم شود ، نه به منظور اين كه خودش استقلال داشته باشد بلكه اين يك عنوان تهيُّئى دارد براى مشتقات و هيئات اشتقاقيه‌اى كه در ارتباط با اين ماده مطرح است . در اين صورت ، چه اشكال دارد كه واضع « ض ، ر ، ب » را براى معناى « كتك » وضع كرده باشد ، به منظور اين كه اين « ض ، ر ، ب » در ضمن « ضَرَبَ » همين معنا را به ضميمه فعل ماضى افاده كند ، در « يَضْرِب » نيز همين معنا را به ضميمه فعل مضارع افاده كند و هكذا .