خلاصه : آنچه گفته مىشود كه « واضع چگونه « ض ، ر ، ب » را كه خالى از هيئت است و عنوان لفظ ندارد ، وضع كرده است ؟ » جوابش اين است كه اگر مىخواستيم مقصود ، خودش باشد و وضعش وضع انتهايى و مبسوط باشد ، اين اشكال شما وارد بود ، ولى اگر مقصود ، وضعِ تهيُّئى باشد هيچگونه اشكالى به آن توجّه پيدا نمىكند . اشكال دوّم : اگر ماده - يعنى « ض ، ر ، ب » - به معناى كتك باشد ، فرقى بين اين ماده و اسم مصدر وجود ندارد . پاسخ اشكال دوّم : اگرچه در اين صورت ، بين ماده و اسم مصدر ، فرق معنوى وجود ندارد ولى بين آنها فرق لفظى وجود دارد و آن فرق اين است كه واضع همانطور كه « ض ، ر ، ب » را به عنوان وضع تهيّئى براى مشتقات درنظر گرفته و ملاحظه كرده كه در اكثر موارد ، نياز استعمالى در ارتباط با مشتقات مطرح است ، يك مطلب را نيز مورد نظر داشته كه گاهى ممكن است نياز استعمالى در ارتباط با نفس همين معناى « كتك » - خالى از هر نسبتى - مطرح باشد ، بههمينجهت آمده هيئتى را به عنوان اسم مصدر درنظر گرفته كه اين به منظور تفهيم همان طبيعت و معناى خالى از هرگونه ضميمه است . سؤال : نقش اين هيئت - اسم مصدرى - چيست ؟ به عبارت ديگر : شما كه مىگوييد : « ض ، ر ، ب » به معناى كتك است و هيئت اسم مصدرى هم همين معنا را افاده مىكند پس نقش اين هيئت چيست ؟ جواب : اين هيئت ، مثل هيئت فَعَلَ ، يَفْعِل ، فاعِل و مفعول و اين قبيل هيئات نيست . اينگونه هيئات ، معنا را تغيير مىدهند و هركدام بر ضميمهء خاصى در ارتباط با « كتك » دلالت دارند ولى هيئت اسم مصدر اين نقش را ندارد ، بلكه چون ماده نمىتواند بدون هيئت تحصّل پيدا كند ، هيئت اسم مصدر اين نقش را دارد كه بتوانيم به مادّه نطق كنيم . به عبارت ديگر : نقش آن ساختن لفظ است نه تغيير معنا . نقش آن اين است كه تنطق به ماده امكانپذير باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 402
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٠٢