راه حلّ چهارم
اين راه حلّ ، مبتنى بر يك مسألهء فلسفى است و آن اين است كه گفته شود :
اتّصالْ مساوق با وحدت است ، « 1 » بنا بر اين مبنا در مورد زمان نمىتوان تعدّدى تصوّر كرد . زمان از اوّل خلقت تا آخر ، يك وجود است نه اين كه وجودات متعدّد و متكثّر باشد . بررسى راه حلّ چهارم : بحثهاى ما بحثهاى عرفى است و روى انظار عرف تكيه دارد و اين بحثهاى فلسفى با آنچه ما در آن هستيم سازگار نيست . عرف ، اين زمانها را متعدّد مىبينيد . عرف ، زمان را متقضى و متصرّم مىبيند نه اين كه از اوّل تا آخر را به عنوان يك وجود واحد و يك موجود متشخص ببيند . اينها مسائلى است كه از فهم عرف بيرون است . نتيجهء بحث در ارتباط با اسم زمان از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه هيچيك از راه حلهاى چهارگانه نتوانست اشكال مربوط به خروج اسم زمان از محلّ نزاع را بر طرف كند بنابراين اسم زمان از محلّ نزاع در باب مشتق خارج است و هيچ تالى فاسدى هم بر اين امر مترتّب نمىشود .
مقدّمهء چهارم مواد مشتقات عبارت از چيست ؟
همانطور كه از لفظ و مفهوم مشتق استفاده مىشود ، مشتق به معناى چيزى است كه از چيز ديگر گرفته شده است . در مشق ، يك مادّه و مشتق منه وجود دارد كه مشتق از آن گرفته مىشود . بحث در اين است كه آيا مواد مشتقات عبارت از چيست ؟ در اينجا بين قدماء نحويين
هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 94