تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
خصوصيات را درنظر گرفته است . مىگوييم : مرحوم آخوند فرمود : صحت و فساد ، دو امر اضافى هستند و ما نيز اين حرف را قبول كرديم . پس نماز چهار ركعتى ، در حالتى صحيح و در حالتى فاسد است ، در نتيجه شارع نمىتواند نماز چهار ركعتى با تمام خصوصيات و اجزاء و شرايط را موضوع له قرار دهد . اگر گفته شود : نماز دو ركعتى را موضوع له قرار داده است . مىگوييم : نماز دو ركعتى ، در تمام حالاتْ صحيح نيست بلكه در بعضى از حالات صحيح و در بعضى از حالات ، فاسد است . بنابراين ، قبل از اينكه از مدّعى وضع براى صحيح ، مطالبهء دليل كنيم بايد تصور آن را سؤال كنيم كه شارع ، چه چيزى را درنظر گرفته و كلمهء صلاة را براى آن وضع كرده است ؟ ممكن است بگويند : همين مفهوم صحيح را در معناى نماز اخذ كرده است . صلاة ، يعنى نماز صحيح و خود صحيح هم داراى مفهوم عامى است . مىگوييم : صحيح به حمل اوّلى ذاتى - يعنى خود مفهوم « صحيح » - در معناى صلاة ، دخالتى ندارد . ما از شنيدن كلمهء نماز ، به‌معناى صحيح ، منتقل نمىشويم . و اگر هم از نماز ، نماز صحيح به ذهن بيايد ، صحيح به حمل شايع صناعى به ذهن مىآيد نه صحيح به حمل اوّلى ذاتى كه معنايش نفس همين عبارت كلمهء « صحيح » باشد . به عبارت ديگر : صحيح به حمل اوّلى ذاتى - حتى بنا بر قول به صحت - در ذهن انسان نمىآيد . وقتى انسان ، كلمهء صحيح را مىشنود ، ذهنش انتقال به مفهوم صحيح پيدا مىكند ، ولى وقتى كلمهء صلاة را مىشنود كلمهء صحيح با اين خصوصيات حروفيه - اگرچه به عنوان جزء موضوع له - در ذهن انسان تحقق پيدا نمىكند . اگر چيزى در ماهيت دخالت داشته باشد بايد با شنيدن لفظ ، آن چيز به ذهن انسان بيايد ، وقتى شما كلمهء « انسان » را مىشنويد ، « حيوان » - به عنوان جزء ماهيت - و « ناطق » - به عنوان جزء ماهيت - در