تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
دليل دوّم : در لسان ادلّه ، تعبيراتى را ملاحظه مىكنيم ، مثلًا دليل مىگويد : ( إنَّ الصَّلاة تنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر ) « 1 » و بدون ترديد ، صلاتى كه به‌عنوان موضوع در اين قضيهء حمليه قرار گرفته ، معناى عامى است . ( إنّ الصَّلاة تَنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر ) مانند « الرجل خير من المرأة » است . همان‌طور كه در اينجا موضوع ، اسم جنس است و بر معناى كلى دلالت مىكند در ( إنّ الصَّلاة تَنهى عَن الفَحشاء وَ المُنكَر ) و « الصلاة معراج المؤمن » « 2 » و « الصلاة قربان كلِّ تقيّ » « 3 » و « الصَّلاة خير موضوع فمن شاء استقلّ و من شاء استكثر » « 4 » نيز موضوعْ يك معناى عام و كلّى است . كسى نمىتواند احتمال بدهد كه صلاة در اين‌ها اگرچه به‌معناى عام ، موضوعْ قرار داده شده ولى دليل بر عام بودن معناى صلاة نيست ، يعنى ممكن است معناى صلاة ، عموميت نداشته باشد ولى در اين قضايا ، معناى عامى از آن اراده شده باشد . صلاة در اين عبارات ، در معناى خودش استعمال شده است و معناى خودش يك معناى عام است . البته به اين نكته بايد توجه كرد كه مرحوم آخوند در اينجا ترتيب بحث را به هم زده ، يعنى ايشان ، بايد ابتدا ، مقدمهء بعدى را ذكر كند و سپس وارد اين مقدّمه شود ولى اين ترتيب را رعايت نكرده است . پايه و اساس مقدمه‌اى كه الآن مىخواهيم بحث كنيم ، همان مسألهء وضع عام و موضوع له عام است ولى ايشان اين مطلب را كه جنبهء مقدميت براى اين بحث داشته ، در يكى از مقدمات بعدى اشاره مىكند . به‌هرحال اين مقدمه بايد به‌عنوان پايه بحث ، روشن شود كه در اثناء بحث كسى اين حرف را نزند كه ما قبول نداريم وضع در صلاة ، عام و موضوع له عام است . در نتيجه ، عموميتى كه از كلمهء رجل برداشت مىشود ، از كلمهء صلاة هم برداشت
هامش
( 1 ) - العنكبوت : 45 ( 2 ) - اعتقادات مجلسى ، ص 29 . ( 3 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 30 ( باب 12 من أبواب أعداد الفرائض و النوافل ، ح 1 ) . ( 4 ) - مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 43 ( باب 10 من أبواب أعداد الفرائض و نوافلها ، ح 9 ) .