امثال اينهاست . لذا در بعضى از آن عناوين هم بهلحاظ عنوان اشتقاقى آن گاهى همين اشكال مطرح مىشود و آن حرف اختصاص پيدا مىكند بهجايى كه عناوين اشتقاقيه مطرح نباشد . در نتيجه عناوينى كه از غير ذات انتزاع مىشود و در تحقّق آنها يك امر خارجى دخالت دارد ، همهء اينها داخل در محلّ نزاع در باب مشتق است . خواه آن امر خارج ، وجودى باشد يا عدمى ، حقيقى باشد يا اعتبارى انتزاعى . و در پايان گفتيم : عنوان مشترك بين منتزع از ذات و غير منتزع از ذات هم در محلّ بحث داخل است .
بحث در ارتباط با حيثيت دوّم
در حيثيت دوّم بحث مىكنيم كه آيا مشتقى كه محلّ نزاع واقع شده ، تمام مشتقات نحويه و ادبيه را شامل مىشود و غير مشتقات نحوى خارج است يا بعضى از مشتقات نحوى خارج است ؟ و آيا بعضى از جوامد كه ملاك مشتق در آنها وجود دارد ، در محلّ نزاع داخلند ؟ ترديدى نيست كه مشتق در ادبيات عرب داراى معناى وسيعى است ، اگر ما مصدر مجرّد را به عنوان مبدأ مشتقات بدانيم ، تمام افعال ماضى ، مضارع ، امر و اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، اسم زمان و مكان ، اسم آلت و اسم مبالغه و حتى مصادر مزيد فيه نيز داخل در عنوان مشتق خواهند بود و مبدأ آنها - بنا بر قول مشهور - مصدر ثلاثى مجرد مىباشد . « 1 » آيا همهء اين مشتقات در محلّ نزاع داخلند ؟ پاسخ اين سؤال روشن است زيرا مشتقاتى كه جنبهء فعل دارند و مصادر مزيدفيه
هامش
( 1 ) - الإنصاف في مسائل الخلاف ، ج 1 ، ص 235