تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
شما كه مىخواهيد بگوييد : اين جسم الآن حقيقتاً ابيض است ، مگر معناى ابيض اين نيست كه اين جسم مرتبط با بياض است ؟ مگر شيئيت بياض به‌صورت بياضيه آن نيست ؟ اين صورت بياضيه ، امروز كجاست كه شما مىگوييد : « هذا الجسم اليوم ابيض » ؟ يك‌وقت مىگوييد : « الجسم كان أبيض » ، در آن بحثى نداريم ، آن به تعبير علمى همان متلبّس بالمبدا في الحال است زيرا مراد از حال ، حال نسبت است نه حال نطق ، همان‌طور كه توضيح آن را خواهيم داد . ولى اگر بخواهيد امروز بر اين جسم ، « أبيض » را حقيقتاً اطلاق كنيد نمىتوانيد ، مگر « شيئيت بياض » به‌صورت بياضيهء آن نيست ؟ صورت بياضيهء آن كجاست تا بتوانيد عنوان « أبيض » را اطلاق كنيد ؟ بنابراين استدلال به « شيئية الشيء بصورته لا بمادّته » نمىتواند اين مسئله را درست كند . براساس بيانى كه ما در بحث گذشته مطرح كرديم ، مسئله خيلى آسان است . عناوينى كه از ذات ، انتزاع پيدا مىكنند ، از محلّ نزاع خارجند زيرا وضع واضع در ارتباط با آنها به كيفيت خاصى است . واضع گفته است : « انسان » يعنى چيزى كه بالفعل انسانيت دارد . « تراب » يعنى آنچه بالفعل تراب است . . . اگر هم مىخواست در باب اين عناوين يك وضعى مانند مشتقات داشته باشد - بنابراين كه مشتق ، اعم در ما انقضى عنه التلبس باشد - مسأله‌اى نبود . اگر واضع به ما مىگفت : « ترابى كه چند سال قبل انسان بوده الآن هم مىتوان به نحو حقيقت ، انسان را برآن اطلاق كرد » اطلاق ما هم مانعى نداشت . مسئله ، مسألهء عقليه نيست بلكه مسألهء لغويه و تابع وضع واضع است ولى واضع در مورد اين عناوين چنين اجازه‌اى را نداده بلكه گفته است : در اين عناوين بايد حالت فعليه را ملاحظه كرد . حالت فعليهء تراب ، تراب است ، حالت فعليهء انسان ، انسان است ، حالت فعليهء جسم ، جسم است . و اين كه ديروز چه بوده ، دخالتى ندارد . در عناوين منتزعهء از ذات بايد حالت فعليّه هر موجودى را ملاحظه كنيد . بنابراين علت خروج عناوين منتزعه از ذات از محلّ نزاع ، مسئله « شيئية الشيء بصورته لا بمادّته » نيست بلكه علت به كيفيت وضع واضع برمىگردد . نحوهء وضع در