تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
اتّحاد پيدا كنند . اگر شما بخواهيد بگوييد : « زيد إكرام » يا « زيد عدل » بايد تقدير و مسامحه‌اى در كار باشد . اين قضيّه ، يك قضيّهء حقيقى نيست ، زيرا عدل ، يك صفت نفسانيه و يك ملكهء نفسانيه است . عدل ، مانند عرضى است كه قائم به معروض است ، هميشه عرض ، عارض بر معروض مىشود نه اين كه با آن اتّحاد پيدا كند . بياض ، عارض بر جسم مىشود ولى با آن متّحد نمىشود به‌طورى كه بتوان گفت : « الجسم بياض » . قضيهء « الجسم بياض » به عنوان يك قضيّهء حمليه حقيقيه نيست بلكه در آن مسامحه و ادّعا وجود دارد ، واقع آن « الجسم أبيض » مىباشد . بين « أبيض » و « الجسم » اتّحاد و هوهويت وجود دارد . بنابراين در باب افعال ، مسئله روشن است كه فعل نمىتواند با اسم متّحد شود بلكه به آن اسناد داده مىشود و بين اسناد و انطباق و اتّحاد ، فرق وجود دارد . در باب مصادر مزيدفيه نيز به‌همين‌صورت است . مصادر مزيد فيه ، اگرچه داراى جنبهء اسمى مىباشند ولى نمىتوانند با اسم متّحد شوند . اين‌ها نيز مانند عرض مىباشند و عرض ، با معروض متّحد نمىشود بلكه معروض متّصف به اين عرض است و معروض به عنوان يك محلّ و موضوع براى وجود عرض مطرح است . در نتيجه بخش مهمى از مشتقات ادبيّه از محل نزاع در بحث مشتق خارجند و كسى در اين مطلب مخالفت نكرده است . وقتى افعال و مصادر كنار رفت ، در بين مشتقات ادبيه ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه ، صيغهء مبالغه ، اسم زمان و مكان و اسم آلت باقى مىماند . در اينجا بحثى واقع شده بين مرحوم آخوند و صاحب فصول رحمه الله كه به توضيح آن مىپردازيم .

نظريهء صاحب فصول رحمه الله

صاحب فصول رحمه الله معتقد است كه اين مقدار از مشتقاتى كه ذكر شد ، همهء آنها داخل در محلّ نزاع نيستند بلكه محلّ نزاع خيلى محدودتر از اين‌هاست و اختصاص