اين عناوين به اين كيفيت بوده است . از اين مسئله كه بگذريم ، عناوينى كه از ذات منتزع مىشوند ولى نه به لحاظ خود ذات بلكه بهواسطهء امرى كه آن امر ، خارج از ذات است ، چنين عناوينى داخل در محلّ نزاع مىباشند . خواه آن امرى كه واسطه در انتزاع اين عنوان است ، امرى وجودى باشد ، مثل بياض كه عارض بر جسم مىشود و عنوان « ابيض » را تحقّق مىبخشد و يا امرى عدمى باشد ، مثل عنوان « أعْمى » كه از ذات انتزاع مىشود ولى بهواسطهء امرى عدمى است كه آن عبارت از « عدم البصر ممّن شأنه أن يكون ذا بصر » مىباشد . در اين دو مثال ، واسطه يك امر واقعى و حقيقى قابل لمس بود . ولى گاهى واسطه يك امر غير حقيقى است كه براى آن نيز دو مثال ذكر مىكنيم : امر غير حقيقى اعتبارى : يعنى چيزى است كه شارع يا عقلاء آن را اعتبار كردهاند ، امّا از نظر حقيقت ، ملموس نيست ، مثل مسألهء ملكيت . مىگوييم : « زيد مالك اين كتاب است » ، زوجيّت ، حريت و رقيت نيز از اين قبيلند . امر غير حقيقى انتزاعى : عناوين انتزاعيه غير از عناوين اعتباريه مىباشند . البته عناوين انتزاعيه هم واقعيت ملموس ندارند بلكه فقط در ظرف عقل ، يك تحقّقى براى آنها وجود دارد ، مثل مسألهء فوقيت براى فوق و تحتيت براى تحت و امثال اينها . تمام اين عناوين - به جز قسم اوّل كه خارج بود - داخل در محلّ نزاعند ، « الجسم أبيض » ، « زيد عالم » ، « زيد مالك » ، « هذا السطح فوق » ، داخل در محلّ بحث مىباشند . تنها يك دسته از عناوين باقى مىماند و آن عناوينى است كه داراى دو نوع مصداق مىباشند . نسبت به بعضى از مصاديق ، اين عنوان از ذاتش انتزاع شده ولى نسبت به بعضى از مصاديق ديگر ، از ذات انتزاع نشده است بلكه يك امر خارج از ذات است كه نياز به واسطه دارد . عنوان « موجود » از اين قبيل مىباشد . عنوان « موجود » داراى دو فرد است يك فرد آن « واجبالوجود » است كه « موجود » در ارتباط با « واجبالوجود » از ذات انتزاع شده است و شايد در اينجا كلمهء انتزاع هم خيلى صحيح نباشد . ماهيت « واجبالوجود » عين همان « وجود » اوست ، لذا مسألهء « موجود » در
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٦١