تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
عقلى تمسك كنيد بلكه مسألهء لغوى و مربوط به كيفيت وضع است » . علاوه بر اين ، استدلال فوق داراى يك جواب نقضى و يك جواب حلّى است . جواب نقضى : به مرحوم نائينى مىگوييم : شما در مسألهء تراب و انسان مىتوانيد اين حرف‌ها را بگوييد ، آيا در مسألهء خمر و خلّ هم از نظر عقل ، تبدّل صورت است يا تبدّل حالت و وصف ؟ اگر خمر به سركه تبديل شد آيا از نظر عقل ، اين خمر و خلّ دو صورت متباين مىباشند يا دو وصف براى يك ماهيتند ؟ اين‌طور نيست كه خمريت و خليت ، مثل انسانيت و ترابيت باشد كه دو صورت متعدد و متغاير باشند ، بلكه خمر و خلّ دو وصف براى يك موجود است ، دو حال براى يك موجود است . اگر شما روى مسألهء « شيئيّة الشيء بصورته » تكيه كنيد در خمر و خلّ كه تبدّل صورت وجود ندارد . اگر چنين است ، چيزى كه الآن سركه است ولى ده روز قبل خمر بوده است الآن بايد بتوانيم به‌صورت حقيقت بگوييم : « هذا خمر » ، زيرا شما مبنا و ملاك را تغيّر صورت و تبدّل آن قرار داديد درحالىكه صورتْ تغيير پيدا نكرده است بلكه در حالت وصف ، تبدّل ايجاد شده است و روى فرمايش شما تبدّل و تغيّر حالت و وصف نبايد مانعيت داشته باشد پس بايد بتوانيد نسبت به سركه فعلى بگوييد : « هذا خمر حقيقةً » ، و روشن است كه چنين اطلاقى صحيح نيست . جواب حلّى : قاعدهء « شيئية الشيء بصورته لا بمادّته » - كه شما مطرح مىكنيد - در فلسفه از مسلّمات است ولى آيا اين « شىء » اختصاص به جواهر دارد يا در باب اعراض هم اين مسئله جريان دارد ؟ آيا همان‌طور كه « شيئيت جسم به صورت جسميه آن مىباشد » ، شيئيت بياض هم به صورت بياضيّه آن مىباشد ؟ عرض اگرچه در وجودش نياز به معروض دارد ولى از شيئيت ، خارج نيست و داخل در همين عنوان است و مسألهء « شيئية الشيء » در باب عرض هم مىآيد . حال كه چنين است ما از مرحوم نائينى سؤال مىكنيم : اين جسم كه فقط ديروز معروض بياض بود ، شما امروز مىخواهيد بگوييد : « هذا الجسم اليوم أبيض » ، در باب مشتق ، مسئله به اين صورت است ، يعنى مىگوييد : « هذا الجسم الذي كان في الأمس أبيض ، اليوم أبيض حقيقةً » .