« مطلق وجه الأرض » را درنظر گرفته يا اين كه « صعيد » را براى خصوص « تراب خالص » وضع كرده است ؟ اشكال بر مرحوم نائينى : ايشان خيال كرده مسئله عقلى است لذا برهان عقلى آورده است در حالى كه مسئله ، ارتباطى به عقل ندارد و كسى نبايد نظر عقلى خود را در مسئله مطرح كند بلكه مسئله ، لغوى است و بايد ببينيم لغت در اينباره چه مىگويد . با قطع نظر از اين كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده و واقع مسئله به اين صورت نيست ، اصل فرمايش ايشان هم ناتمام است زيرا عقل اهل مسامحه نيست . عقل ، واقعيت را ملاحظه مىكند و ناظر به حقايق است و چنين چيزى را نمىپذيرد . ما به ايشان مىگوييم : زيد كه ديروز تلبّس به ضرب پيدا كرده ولى شما در مقام تطبيق مىگوييد : « زيد اليوم ضارب » ، كجا زيد امروز تلبس به مبدأ دارد ؟ كجا بين زيد و مبدأ در اين روز ارتباط وجود دارد ؟ آيا از نظر عقل ، همانطور كه زيد ديروز تلبّس به ضرب داشت امروز هم تلبّس به ضرب دارد ؟ آيا امروز هم عرضْ قيام به معروض دارد ؟ امروز كه زيد فاقد مبدأ ضرب است ، امروز عقلًا و حقيقتاً فاقد مبدأ فعل است . بنابراين اگر ما مسئله را عقلى فرض كرديم و گفتيم : مشتق ، عنوانى است كه از قيام عرض به معروض متولّد مىشود الآن نمىتوانيم زيد را ضارب بدانيم . الآن كه مىخواهيم بگوييم : « زيد اليوم ضارب » ازنظر عقل هيچ فرقى نيست بين اين كه زيد ديروز متلبّس به ضرب بوده و مبدأ از او منقضى شده باشد و بين اين كه فردا مىخواهد تلبّس به مبدأ پيدا كند . نسبت ، بهلحاظ ديروز و فردا نيست بلكه به لحاظ امروز است .
در اين دو فرض ازنظر واقعيت مسئله چه فرقى مىكند ؟ زيدى كه امروز هيچگونه ارتباطى با ضرب ندارد ولى ديروز از او ضرب صادر گرديده و منقضى شده با كسى كه ضربى از او صادر نشده و فردا قرار است از او صادر شود ، در ارتباط با امروز عقلًا چه فرقى وجود دارد ؟ ممكن است از نظر تسامح عرفى فرقى وجود داشته باشد ولى ما
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٥