متلبس به مبدأ در « ما انقضى عنه التلبس » اختلاف وجود دارد ، يعنى جماعتى قائل به حقيقت و جماعتى قائل به مجاز شدهاند ؟ ما با كسانى كه قائل به مجاز شدهاند كارى نداريم زيرا آنان مستقبل و منقضى را در يك رديف قرار دادهاند و در مورد هر دو ، حكم به مجازيت كردهاند . ولى كسانى كه تفكيك كرده و متلبّس به مبدأ در مستقبل را مجاز و متلبّس به مبدأ در منقضى را حقيقت دانستهاند ، به چه علّت چنين كارى را انجام دادهاند ؟ محقّق نائينى رحمه الله مىفرمايد : علّتش اين است كه مشتق عبارت از يك عنوان و وصفى است كه داراى منشأ و ريشه است . منشأ آن اين است كه عرض ، قيام به معروض پيدا كند ، ضَرْب ، در زيد تحقّق پيدا كند ، قتل ، در عَمرو تحقّق پيدا كند . و به تعبير ديگر : مشتق عبارت از عنوانى است كه از قيام عرض به موضوعش تولّد يافته است و تا وقتى اين قيام تحقّق نداشته باشد ، معنا ندارد كه مشتق تحقّق پيدا كند .
بنابراين كسى كه فردا از او ضرب تحقّق پيدا مىكند و الآن بخواهيم بگوييم : « او امروز ضارب است » با كسى كه اصلًا ضربى از او تحقّق پيدا نمىكند ، فرقى ندارد . در هر دو مورد ، عرض ، قيام به معروض پيدا نكرده است . ولى در مورد « ما مضى » اينطور نيست . نسبت به « ما مضى » اگرچه تلبّس ، منقضى شده است ولى بالاخره ضرب ، قيام به زيد پيدا كرده است ، عرض ، قيام به معروض پيدا كرده است . پس درحقيقت فرق بين ما مضى و مستقبل در اين جهت است كه در ارتباط با مستقبل اصلًا قيام عرض به معروض تحقّق پيدا نكرده است ، بلكه در آينده مىخواهد تحقّق پيدا كند . ولى نسبت به ما مضى ، تحقّق در جاى خودش است . لذا - به تعبير من - در مورد گذشته لازم نيست انسان كلمهء إن شاء اللَّه به كار ببرد ، زيرا اين ، تحقّق پيدا كرده است ، ولى نسبت به آينده چون تحقّقى در كار نبوده انسان كلمهء إن شاء اللَّه به كار مىبرد و پشتوانهء آن مسئله را مطرح مىكند . مرحوم نائينى مىفرمايد : علت اين كه در مستقبل ، همه قائل به مجازيت مىباشند ولى در « ما انقضى » اختلاف پيدا شده و جماعتى قائل به حقيقت شدهاند
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٢