تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
همين است كه در « ما انقضى » عرض ، قيام به معروض پيدا كرده ولى منقضى شده است امّا در مورد مستقبل ، قيام عرض به معروض ، تحقّق پيدا نكرده است . « 1 » توضيح كلام مرحوم نائينى : مرحوم نائينى مىخواهد بگويد : عقلًا بين « منقضى » و « من يتلبّس بالمبدا في المستقبل » تفاوت وجود دارد . آنجا تلبّس به مبدأ تحقّق پيدا كرده ولى اينجا تحقّق پيدا نكرده است . اين فرق در ارتباط با يك مسألهء عقليّه مىتواند مطرح شود ولى اگر مسئله ، يك مسألهء لغويه باشد ، ديگر اين حرف‌ها مطرح نيست ، بلكه مسألهء لغويه بستگى به واضع دارد . واضع ، متلبّس به مبدأ در مستقبل را قطعاً جزء موضوع له نياورده است ، ولى متلبّس به مبدأ در منقضى را - به‌نظر كسانى كه قائل به حقيقت مىباشند - جزء موضوع له قرار داده است ، يعنى يكى از افراد موضوع له قرار داده است . اگر مسئله به‌صورت يك مسألهء لغوى باشد ، نيازى به برهان ندارد ، فقط بايد دليل اقامه كرد كه از كجا مىگوييد : « واضع معنا را اين گونه درنظر گرفته و به‌صورت ديگر درنظر نگرفته است » ؟ ولى وقتى دليل عقلى مطرح مىكنيد معلوم مىشود كه مىخواهيد مسئله را از دايرهء لغت خارج كنيد . مؤيّد اين مطلب كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده ، نكته‌اى است كه ايشان در ادامهء بحث مطرح كرده‌اند . توضيح : يكى از بحثهايى كه در ارتباط با مشتق مطرح است اين است كه كدام‌يك از عناوين از محل نزاع مشتق خارجند ؟ اين مسئله در بحث آينده - يعنى در مقدمهء دوّم - مورد بررسى قرار خواهد گرفت ، ولى در اينجا لازم مىدانيم اشاره‌اى به آن بحث داشته باشيم زيرا دليلى كه مرحوم نائينى در آنجا ذكر مىكند ، براى بحث فعلى ما نيز راه‌گشاست .
هامش
( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 82
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 353 | الشيخ فاضل اللنكراني