تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
در باب مشتق عناوينى وجود دارد كه از ذات اشياء انتزاع مىشود و انتزاع آنها متوقف بر وجود عرض - مانند ضرب و قتل و بياض و سواد و . . . - نيست ، مثلًا « انسانيت انسان » ، از ذات انسان به دست آمده است ، « جسميّت جسم » از ذات جسم انتزاع مىشود ، « حجريّت حجر » از ذات حجر گرفته مىشود ، اين گونه عناوين از محلّ نزاع در باب مشتق خارجند و علت آن را در بحث آينده خواهيم گفت . ولى خود مرحوم نائينى در اين زمينه علتى را ذكر كرده است كه - با قطع‌نظر از صحت و سقم آن - مؤيّد اين معناست كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده است . مرحوم نائينى مىفرمايد : علت اين كه يك چنين عناوينى از محلّ نزاع مشتق خارجند اين است كه در فلسفه مىگويند : « شيئية الشيء بصورته لا بمادّته » يعنى : « شيئيت هر چيزى به‌صورت آن مىباشد نه به ماده‌اش » ، « 1 » بنابراين انسانى كه از دنيا مىرود و بعد از مدّتى به تراب تبديل مىشود ديگر به آن تراب ، انسان گفته نمىشود ، يعنى نمىتوان به ملاحظهء اين كه او قبلًا انسان بوده ، به او انسان اطلاق كرد زيرا اين تراب ، اگرچه ماده‌اش همان انسان قبلى است ولى صورت آن تغيير كرده است . صورت قبلى آن صورت انسانيت بوده ولى الآن صورت ترابيت پيدا كرده است و چون فلسفه مىگويد : « شيئيت شىء به‌صورت آن مىباشد نه به ماده‌اش » پس اين از محلّ بحث ما خارج است . « 2 » ما فعلًا به صحت و سقم اين دليل فلسفى كارى نداريم ولى معناى اين دليل اين است كه ايشان مسئله را عقلى فرض كرده است . اگر مسئله ، مسألهء لغوى بود برهان عقلى نمىخواست . اگر ما بخواهيم بدانيم كه آيا « صعيد » در آيهء تيمم به معناى « مطلق وجه الأرض » است يا به معناى « تراب خالص » ؟ برهان عقلى اقامه نمىكنيم بلكه بايد به كتاب لغت مراجعه كنيم و ببينيم آيا واضع در موضوع له لفظ « صعيد » معناى اعم
هامش
( 1 ) - شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 128 ( 2 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 83 و 84