استقبال تحقّق پيدا مىكند ، ولى حال نسبت ، حال قبل از تلبس و اتصاف است . اشكالى نيست در اين كه چنين اطلاقى ، اطلاق مجازى است . 3 - اطلاق مشتق بر ذات در حالى كه ذات در هنگام نسبت ، تلبس به مبدأ ندارد بلكه تلبس آن به مبدأ در زمان گذشته بوده است ، مثل اين كه بگوييم : « زيدٌ اليومَ ضاربٌ » درحالىكه ضرب ، روز گذشته تحقّق پيدا كرده و تمام شده است . و به عبارت ديگر : تلبس به مبدأ ، در زمان گذشته تحقّق پيدا كرده و تمام شده است ولى حال نسبت ، حال بعد از تلبس و اتصاف است . تلبس به ضرب ديروز بوده و همان ديروز هم ضرب تمام شده و ادامه پيدا نكرده است حال مىخواهيم ببينيم آيا اطلاق مشتق بر ذات در جملهء « زيدٌ اليومَ ضاربٌ » اطلاق حقيقى است يا اطلاق مجازى ؟ اگر قائل به مجازيت شديم ، مسألهاى نيست . ولى اگر قائل به حقيقت شديم ، اين به عنوان تمام موضوع له نيست بلكه يكى از افراد موضوع له است . يعنى موضوع له عبارت از معناى كلّى « المتلبّس بالمبدا » - يعنى كسى كه تلبس به مبدأ برايش تحقّق پيدا كرده است - مىباشد ؛ ولى اين تلبّس بالمبدا يا الآن است و يا ديروز بوده و اكنون منقضى شده است ، عنوان « المتلبس بالمبدا » درحقيقت يك مشترك معنوى بين فرض اوّل و سوّم است . ولى اگر قائل به مجازيت شديم اين معنا يك مجاز مستقل خواهد بود و آنجا ديگر تعدّد و امثال آن معنا ندارد . قبل از تحقيق در مسئله ، لازم است مقدماتى را مطرح كنيم :
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٠